این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | اختلال در تأمین مواد منفجره مورد نیاز معادن، به یکی از جدیترین چالشهای زنجیره استخراج تبدیل شده است؛ مشکلی که در کنار محدودیت انرژی، فرسودگی ماشینآلات و کاهش سرمایهگذاری، خطر افت تولید و توقف فعالیت برخی معادن را افزایش داده است.
فعالیت بسیاری از معادن کشور به مادهای وابسته است که شاید در نگاه نخست کمتر دیده شود، اما نبود آن میتواند نخستین حلقه زنجیره تولید را متوقف کند. کمبود مواد ناریه در ماههای اخیر به یکی از دغدغههای اصلی معدنکاران تبدیل شده و نگرانیها درباره تأثیر این مشکل بر میزان استخراج و تأمین مواد اولیه صنایع معدنی افزایش یافته است.
مواد منفجره در معادن روباز برای عملیات آتشباری و خردایش سنگ و در معادن زیرزمینی برای پیشروی جبهههای کاری استفاده میشود. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند برخلاف برخی نهادههای تولید که کمبود آنها تنها سرعت فعالیت را کاهش میدهد، اختلال در تأمین مواد ناریه میتواند در برخی موارد، روند استخراج را به طور کامل متوقف کند.
مهرداد اکبریان، نایبرئیس کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران، با اشاره به تداوم مشکل تأمین مواد ناریه گفت: با وجود گذشت هفتهها از پایان جنگ، روند واردات این محصولات هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده و موانع اجرایی و اداری همچنان بر مسیر تأمین این نهاده حیاتی اثر گذاشته است.
او ادامه داد: مواد ناریه یکی از اصلیترین نیازهای عملیاتی معدن است و حتی در صورت فراهم بودن ماشینآلات، نیروی انسانی و سرمایه، نبود این ماده میتواند فعالیت یک معدن را متوقف کند.
آسیب به زنجیره تامین
اکبریان گفت: بخشی از ظرفیت تولید مواد ناریه، شبکه توزیع و برخی انبارهای نگهداری این محصولات در جریان جنگ آسیب دیدهاند. این اتفاق در شرایطی رخ داده که بازار مواد ناریه پیش از این نیز با مشکلاتی مانند محدودیت ظرفیت تولید داخلی، تأخیر در تحویل و فاصله میان عرضه و تقاضا مواجه بود.
او گفت: در سالهای گذشته نیز تأمین مواد ناریه تقریبا بدون ذخیره اطمینان انجام میشد و ظرفیت تولید داخلی پاسخگوی کامل نیاز معادن نبود. پس از آسیبهای اخیر، فاصله میان میزان عرضه و تقاضا بیشتر شده و فشار بیشتری به فعالان معدنی وارد شده است.
نایبرئیس کمیسیون معدن اتاق ایران با اشاره به ورود بخش خصوصی برای واردات این محصولات گفت: چند شرکت آمادگی خود را برای تأمین بخشی از نیاز کشور اعلام کردهاند، اما حساسیتهای قانونی، مجوزهای متعدد و فرآیندهای اجرایی باعث شده ورود محمولههای جدید با سرعت مورد انتظار انجام نشود.
او گفت: نیاز سالانه کشور به مواد ناریه بیش از ۱۰۰ هزار تن برآورد میشود و حتی واردات ۱۰ تا ۲۰ هزار تن نیز میتواند بخشی از کمبود موجود را جبران کرده و از توقف فعالیت معادن جلوگیری کند.
بحران پیش از جنگ آغاز شده بود
اگرچه آسیبهای ناشی از جنگ، کمبود مواد ناریه را تشدید کرد، اما فعالان معدنی معتقدند ریشه این مشکل به سالهای قبل بازمیگردد. محدود بودن ظرفیت تولید، نبود ذخایر راهبردی و دشواری فرآیند تأمین، باعث شده بود این بازار همواره با حاشیه اطمینان پایینی فعالیت کند.
ماهیت خاص مواد ناریه نیز شرایط تأمین آن را پیچیدهتر کرده است. این محصولات تحت ضوابط سختگیرانه تولید، حمل، نگهداری و توزیع قرار دارند و هرگونه اختلال در یکی از حلقههای زنجیره، میتواند کل فرآیند تأمین را تحت تأثیر قرار دهد.
فشار بر تولید معدنی
کمبود مواد ناریه معدنکاران در کل زنجیره صنایع معدنی نمایان میشود. کاهش استخراج میتواند تأمین خوراک کارخانههای فرآوری، واحدهای فولادی و سایر صنایع وابسته را با مشکل مواجه کند.
این شرایط برای معادن کوچک و متوسط دشوارتر است؛ واحدهایی که معمولا توان ذخیرهسازی بلندمدت مواد مصرفی را ندارند و توقف چند هفتهای عملیات میتواند جریان مالی آنها را مختل کند.
ضرورت تغییر سیاست تامین
کارشناسان معتقدند حل پایدار این مشکل نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان است؛ از افزایش ظرفیت تولید داخلی و ایجاد ذخایر راهبردی گرفته تا تسهیل واردات در شرایط بحرانی و تعریف سازوکار مشخص برای مشارکت بخش خصوصی.
تجربه اخیر نشان داد تأمین مواد ناریه بخشی از امنیت تولید در بخش معدن محسوب میشود. ایجاد یک نظام تأمین پایدار میتواند از توقف فعالیت معادن در شرایط بحرانی جلوگیری کند و استمرار تولید در زنجیره صنایع معدنی را تضمین کند.
کمبود مواد ناریه اکنون به یکی از گلوگاههای پنهان بخش معدن تبدیل شده است؛ گلوگاهی که در صورت تداوم، میتواند کاهش استخراج و اختلال در صنایع پاییندستی را به دنبال داشته باشد. رفع این چالش نیازمند ترکیبی از افزایش تولید داخلی، تسریع واردات و ایجاد ذخایر راهبردی برای روزهای بحرانی است.

