این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | صنعت فولاد ایران در شرایطی که بخشی از واحدهای تولیدی در حال بازسازی و احیای ظرفیتهای خود هستند، همچنان با بحران ناترازی انرژی دستوپنجه نرم میکند؛ بحرانی که به اعتقاد کارشناسان، بیش از هر عامل دیگری تولید پایدار، تأمین مالی و بازگشت ظرفیتهای از دسترفته را تهدید میکند و طی چهار سال گذشته، ۲۶ میلیون تن از تولید فولاد کشور را از مدار خارج کرده است.
محدودیت در تأمین برق و گاز طی پنج سال اخیر از یک چالش مقطعی به معضلی ساختاری برای صنعت فولاد ایران تبدیل شده است. از سال ۱۴۰۰ تاکنون، قطعیهای مکرر انرژی نهتنها کاهش نیافته، بلکه هر سال دامنه گستردهتری پیدا کرده و تولید، درآمد و سودآوری شرکتهای فولادی را تحت تأثیر قرار داده است.
در نتیجه این شرایط، بسیاری از واحدهای فولادی ناچار شدهاند بخشی از ظرفیت اسمی خود را بلااستفاده بگذارند. این موضوع علاوه بر کاهش تولید، بازده سرمایهگذاریهای انجامشده را نیز تحتالشعاع قرار داده و ناترازی انرژی را به یکی از مهمترین موانع توسعه صنعت فولاد کشور تبدیل کرده است.
برآوردها نشان میدهد طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، حدود ۲۶ میلیون تن از تولید فولاد کشور به دلیل محدودیتهای انرژی از دست رفته است؛ رقمی که ارزش اقتصادی آن نزدیک به ۱۴ میلیارد دلار برآورد میشود.
آنچه شرایط سال ۱۴۰۵ را نسبت به سالهای گذشته متفاوت کرده، همزمانی تداوم بحران انرژی با روند بازسازی بخشی از واحدهای فولادی پس از خسارتهای ناشی از جنگ است. در چنین شرایطی، استمرار تولید بیش از گذشته اهمیت یافته، زیرا مهمترین منبع تأمین مالی برای بازسازی و نوسازی واحدهای صنعتی، درآمد حاصل از تولید و فروش محصولات است.
در این میان، فولاد خوزستان بهعنوان دومین تولیدکننده بزرگ فولاد کشور و بزرگترین عرضهکننده شمش فولادی ایران، جایگاه ویژهای در زنجیره تأمین صنایع پاییندستی دارد. این شرکت با ظرفیت تولید سالانه چهار میلیون تن، تأمینکننده مواد اولیه واحدهای نوردی، یکی از بازیگران اصلی صادرات فولاد و از ارکان اشتغال در صنعت فولاد به شمار میرود. از این رو، هرگونه اختلال در روند تولید آن، پیامدهایی فراتر از یک بنگاه اقتصادی داشته و کل زنجیره تولید فولاد را تحت تأثیر قرار میدهد.
کارشناسان معتقدند در شرایط فعلی، کاهش تولید تنها به افت درآمد شرکتها محدود نمیشود، بلکه فرآیند بازسازی، نوسازی تجهیزات، حفظ اشتغال و استمرار صادرات را نیز با چالش مواجه میکند. به همین دلیل، تأمین پایدار انرژی به یکی از مهمترین پیشنیازهای احیای ظرفیتهای صنعتی کشور تبدیل شده است.
تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده است که محدودیتهای انرژی بخش قابلتوجهی از ظرفیت بالفعل صنعت فولاد را بلااستفاده گذاشته است. از این رو، ادامه این روند در دوره بازسازی میتواند هزینههای اقتصادی سنگینتری نسبت به گذشته بر صنعت و اقتصاد کشور تحمیل کند.
فعالان صنعت فولاد بر این باورند که این صنعت توان عبور از بحرانهای مختلف را دارد، اما تداوم ناترازی برق و گاز، سرعت احیای ظرفیتهای تولید را کاهش داده و آینده یکی از مهمترین صنایع راهبردی کشور را با ابهام مواجه خواهد کرد. از این منظر، رفع محدودیتهای انرژی دیگر تنها یک مطالبه صنعتی نیست، بلکه ضرورتی برای حفظ تولید، اشتغال، صادرات و تقویت توان اقتصادی کشور محسوب میشود.

