این مقاله را به اشتراک بگذارید
مهرداد سعادت دهقان، رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و ترکیه
اختلالهای مکرر در تأمین برق و گاز، امروز مهمترین مانع پیش پای صادرات فولاد و محصولات معدنی ایران است؛ مشکلی که نهتنها تولید را مختل میکند، بلکه زمانبندی قراردادها، اعتبار صادرکنندگان و جایگاه ایران در بازارهای رقابتی منطقهای از جمله ترکیه را تحت فشار قرار میدهد. در شرایطی که رقبا مسیرهای تجاری خود را با شتاب بازآرایی میکنند، ناپایداری انرژی میتواند بخشی از مزیتهای سنتی صادرات ایران را فرسوده سازد.
روابط تجاری ایران و ترکیه طی سالهای اخیر وارد مرحلهای تازه شده است. مجموعهای از تحولات ژئوپلیتیکی، تغییرات انرژی، دگرگونی زنجیرههای عرضه، رقابت قیمتی سنگین و رشد ملاحظات سیاسی باعث شده ساختار سنتی تجارت در منطقه دچار بازتعریف شود. بازارهایی که زمانی بر پایه نزدیکی جغرافیایی، انرژی ارزان و تولید مکمل شکل گرفته بودند، اکنون تحت تأثیر متغیرهای پیچیدهتری قرار دارند.
در چنین فضایی، رقابتپذیری ایران در بازار ترکیه تنها به قیمت و هزینه وابسته نیست؛ بلکه به کارآمدی نظام تولید، ثبات عرضه، حفظ اعتبار صادراتی و توان تبدیل ظرفیتهای بالقوه به فرصتهای پایدار اقتصادی بستگی دارد.
جنگ اوکراین یکی از نقاط عطف در بازآرایی بازار انرژی و بهتبع آن، بازار کالاهای پایه بود. تغییر جایگاه روسیه در زنجیره تأمین انرژی جهان، مسیرهای تجارت را دگرگون کرد و فرصتها و تهدیدهای جدیدی برای کشورهای منطقه از جمله ایران پدید آورد. این تغییرات، اگرچه در ابتدا بیشتر جنبه تهدید داشت، اما در برخی حوزهها امکان نفوذ تازه ایران به بازارهایی همچون روسیه را فراهم کرد. این تجربه نشان داد هر تحول ژئوپلیتیکی، علاوه بر هزینهها، فرصتهایی نیز به همراه دارد—به شرط آنکه سیاستگذاری انعطافپذیر و هوشمند باشد.
اگرچه افزایش قیمت حاملهای انرژی در ایران همواره بهعنوان یکی از چالشهای تولید مطرح میشود، اما مقایسه تطبیقی نشان میدهد که هزینه انرژی در کشور همچنان نسبت به ترکیه مزیت دارد. بنابراین افت رقابتپذیری تنها از ناحیه انرژی نیست، بلکه مجموعهای از مشکلات ساختاری این مزیت را خنثی کرده است؛ از جمله:
- نظام تأمین مالی پرهزینه
- فرسودگی تجهیزات و کندی نوسازی
- ضعف بهرهوری
- بیثباتی در سیاستگذاری
- نبود افق پیشبینیپذیر برای تولیدکننده
در چنین بستری، حتی مزیت انرژی نیز نمیتواند قدرت رقابت را تضمین کند.
روابط تجاری ایران و ترکیه بارها تحت تأثیر ملاحظات غیراقتصادی قرار گرفته است. هر زمان فاصله میان روابط سیاسی افزایش یافته، مبادلات اقتصادی نیز محدود شده و تولیدکنندگان و صادرکنندگان هزینه آن را پرداختهاند. این روند نشان میدهد که بخشی از محدودیتهای تجاری میان دو کشور اقتصادی نیست، بلکه ناشی از ضعف در دیپلماسی اقتصادی و اولویتدادن به متغیرهای غیرتجاری است.
یکی از مهمترین چالشهای موجود، اختلالهای داخلی در تأمین برق و گاز است. این ناپایداری، صادرکننده را در معرض:
- تأخیر در تحویل کالا
- کاهش حجم عرضه
- ناتوانی در اجرای تعهدات
- جریمههای قراردادی
- از دست رفتن بازار
قرار میدهد. در بازارهای رقابتی، این آسیبها به سرعت تبدیل به کاهش اعتبار تجاری کشور میشود.
اگرچه قوانین بالادستی، از جمله قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار، ظرفیتهای حمایتی مناسبی ایجاد کردهاند، اما شکاف میان قانون و اجرا همچنان پابرجاست. این فاصله، نااطمینانی را افزایش و برنامهریزی تولیدکنندگان را دشوار میکند.
با شدت گرفتن الزامات محیطزیستی و حرکت بازارهای جهانی به سمت تولید کمکربن، مزیتهای سنتی ایران بدون تحول فناورانه در آینده کارایی کمتری خواهند داشت. ترکیه، بهعنوان یکی از مسیرهای مهم صادراتی ایران، بهسرعت در حال تطبیق با استانداردهای جدید است؛ بنابراین:
- کاهش آلایندگی
- بهبود بهرهوری انرژی
- نوسازی صنعتی
- هوشمندسازی تولید
بهزودی به ضرورتهای رقابتی تبدیل خواهند شد.
یکی از فرصتهای مهم فعلی، تسهیل واردات ماشینآلات و تجهیزات صنعتی است. اگر این مسیر بهصورت کارآمد اجرا شود، میتواند به:
- افزایش بهرهوری
- کاهش هزینههای پنهان
- ارتقای کیفیت تولید
- تقویت رقابتپذیری در برابر رقبای منطقهای منجر شود.
تجارت ایران و ترکیه امروز در نقطه انتخاب قرار دارد. ظرفیتهای گسترده از یکسو و ضعفهای ساختاری از سوی دیگر، آینده این رابطه اقتصادی را تعیین خواهد کرد. پایداری حضور ایران در بازارهای صادراتی بیش از هر زمان به تصمیمهای داخلی وابسته است.
اگر اقتصاد با منطق رقابت، ثبات تصمیمگیری، اجرای واقعی قوانین حمایتی و دوری از مداخلات غیرضروری اداره شود، بخش بزرگی از ظرفیتهای از دست رفته قابل احیاست؛ در غیر این صورت، مزیتهای نسبی امروز بهتدریج مستهلک خواهند شد.

