این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | عناصر خاکی کمیاب در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مواد راهبردی جهان تبدیل شدهاند؛ موادی که نقش آنها در اقتصاد امروز، شباهتی جدی به جایگاه نفت در قرن بیستم پیدا کرده است. از خودروهای برقی، توربینهای بادی و باتریها گرفته تا صنایع دفاعی، تجهیزات پزشکی، تلفنهای همراه، تراشهها و فناوریهای پیشرفته، همگی به درجات مختلف به این عناصر وابستهاند. به همین دلیل، رقابت میان قدرتهای بزرگ تنها بر سر منابع انرژی یا تعرفههای تجاری نیست، بلکه بخش مهمی از آن به کنترل زنجیره تامین این مواد معدنی بازمیگردد. در چنین فضایی، ایران نیز با توجه به ظرفیتهای زمینشناسی خود، در نقطهای قرار گرفته که میتواند از یک فرصت معدنی مهم بهرهمند شود؛ فرصتی که البته تنها در صورت برنامهریزی دقیق، سرمایهگذاری هدفمند و توسعه فناوری به نتیجه خواهد رسید.
عناصر خاکی کمیاب؛ مواد خام اقتصاد آینده
اهمیت عناصر خاکی کمیاب از آنجا ناشی میشود که این مواد، برخلاف ظاهر گمنام خود، در قلب بسیاری از صنایع آیندهمحور قرار دارند. نئودیمیم و پراسئودیمیم در ساخت آهنرباهای دائم قدرتمند به کار میروند؛ آهنرباهایی که در موتور خودروهای برقی و توربینهای بادی حیاتی هستند. دیسپروزیم و تربیوم در افزایش مقاومت حرارتی این آهنرباها نقش دارند. لانتانیم و سریم در صنایع شیشه، کاتالیستها و برخی تجهیزات پیشرفته استفاده میشوند. به همین دلیل، هر کشوری که بتواند در استخراج، جداسازی، فرآوری و تولید محصولات مبتنی بر این عناصر جایگاه پیدا کند، در بخشی از زنجیره فناوری جهانی به بازیگری موثر تبدیل خواهد شد.
اما تجربه جهانی نشان داده است که ارزش اصلی این بخش، نه فقط در معدن، بلکه در فناوری و فرآوری نهفته است. استخراج سنگ معدنی تنها آغاز مسیر است و آنچه سودآوری و قدرت راهبردی میآفریند، توان جداسازی، خالصسازی، تبدیل به اکسیدها، فلزات و در نهایت ورود به صنایع پیشرفته است. همین واقعیت باعث شده است که بسیاری از کشورها با وجود ذخایر قابلتوجه، همچنان نقش حاشیهای در این بازار داشته باشند.
تسلط چین بر زنجیره جهانی
بازار جهانی عناصر خاکی کمیاب امروز بهشدت تحت سلطه چین قرار دارد. برآوردها نشان میدهد این کشور نزدیک به نیمی از ذخایر شناختهشده جهان را در اختیار دارد و مهمتر از آن، بخش اصلی ظرفیت فرآوری جهانی را نیز کنترل میکند. سهم چین از تولید معدنی جهانی نیز بسیار بالا است و همین موضوع، این کشور را به بازیگر تعیینکننده این بازار بدل کرده است. در سال ۲۰۲۴ تولید جهانی این عناصر حدود ۳۹۰ هزار تن برآورد شده که از این میزان، ۲۷۰ هزار تن در چین تولید شده است. پس از چین، آمریکا و میانمار در رتبههای بعدی قرار دارند، اما فاصله آنها با چین چشمگیر است.
دلیل اصلی برتری چین فقط وفور ذخایر نیست. این کشور طی چند دهه گذشته با سرمایهگذاری پیوسته در اکتشاف، استخراج، فناوری جداسازی، زیرساختهای صنعتی، توسعه نیروی انسانی و حمایت هدفمند دولتی، زنجیرهای کامل ایجاد کرده است. در نتیجه، بسیاری از صنایع جهان در حوزه انرژی پاک، الکترونیک و دفاع، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به ظرفیتهای فرآوری چین وابستهاند. این وابستگی اکنون به یک ابزار قدرت ژئواکونومیک تبدیل شده و در تنشهای اقتصادی و تجاری میان چین و آمریکا نیز بازتاب یافته است.
ایران و ظرفیتهای زمینشناسی امیدوارکننده
در این میان، ایران از نظر زمینشناسی در موقعیتی قابل توجه قرار دارد. قرار گرفتن کشور در کمربند متالوژنی آلپ-هیمالیا و تنوع ساختارهای زمینشناسی، امکان وجود ذخایر گوناگون معدنی را افزایش داده است. برخی مطالعات انجامشده در ایران، بهویژه در نواحی مرکزی کشور و از جمله محدودههای سپهر یک و سپهر دو در مروست یزد، نشانههایی از تمرکز عناصر خاکی کمیاب در کانیهای فسفاته و آپاتیتی را تایید کردهاند. این نشانهها بیانگر آن است که ایران میتواند در آینده به یکی از دارندگان ذخایر قابل اعتنا در این حوزه تبدیل شود.
با این حال، باید میان «وجود پتانسیل» و «اثبات ذخیره اقتصادی» تفاوت قائل شد. آنچه امروز درباره عناصر خاکی کمیاب ایران میدانیم، هنوز برای نتیجهگیری قطعی کافی نیست. بخش مهمی از دادههای اکتشافی کشور ناقص است و مطالعات تفصیلی، حفاریهای سیستماتیک، نمونهبرداریهای دقیق و آزمایشهای فرآوری در مقیاس صنعتی هنوز بهصورت گسترده انجام نشدهاند. به همین دلیل، اگرچه ظرفیت زمینشناسی ایران امیدبخش است، اما هنوز نمیتوان با اطمینان از جایگاه واقعی کشور در بازار جهانی این عناصر سخن گفت.
![]()
شکاف اصلی؛ از اکتشاف تا فناوری
مهمترین چالش ایران در این حوزه، کمبود زیرساخت دانشی و فناورانه است. عناصر خاکی کمیاب از جمله پیچیدهترین مواد معدنی از نظر اکتشاف و فرآوری به شمار میروند. صرف یافتن نشانههای معدنی کافی نیست، بلکه باید امکان استخراج اقتصادی، جداسازی فنی، خالصسازی صنعتی و اتصال به زنجیره پاییندستی نیز فراهم باشد. این همان نقطهای است که بسیاری از پروژههای معدنی در جهان با شکست مواجه میشوند.
در ایران نیز برخی تلاشهای پژوهشی در سالهای گذشته انجام شده است. از جمله در مرکز تحقیقات و فناوری ایمیدرو، پروژهای برای استحصال آزمایشگاهی برخی عناصر مانند سریم، لانتانیم و نئودیمیم آغاز شد و نتایج اولیه امیدوارکنندهای به همراه داشت. همکاریهایی نیز با دانشگاهها و برخی مراکز علمی شکل گرفت. اما این اقدامات به دلیل نبود تداوم، محدودیت منابع مالی، ضعف در سیاستگذاری بلندمدت و همچنین آثار تحریمها، به یک جریان پایدار صنعتی تبدیل نشد. بنابراین اکنون مسئله اصلی برای ایران نه فقط شناسایی منابع، بلکه ساختن توان فناورانه و نهادی لازم برای تبدیل این منابع به مزیت اقتصادی است.
خطر تکرار خامفروشی در لباسی جدید
اگر ایران در سالهای آینده ذخایر مهمی از عناصر خاکی کمیاب را شناسایی کند، یک خطر جدی همچنان باقی خواهد ماند و آن افتادن در دام خامفروشی است. تجربه تاریخی اقتصاد ایران نشان داده است که اتکا به فروش مواد اولیه، بدون تکمیل زنجیره ارزش، منجر به از دست رفتن بخش بزرگی از منافع اقتصادی میشود. در مورد عناصر خاکی کمیاب، این خطر حتی بیشتر است، زیرا بخش اصلی ارزش افزوده در مراحل پس از استخراج شکل میگیرد.
فروش کنسانتره یا مواد معدنی اولیه، بدون توسعه فناوری جداسازی و فرآوری، عملا به معنای واگذاری سود اصلی به کشورهای دیگری است که توان صنعتی بالاتری دارند. در چنین شرایطی، ایران ممکن است صرفا تامینکننده خوراک صنایع خارجی شود، بدون آنکه سهمی واقعی از بازار محصولات پیشرفته داشته باشد. بنابراین اگر سیاستگذاری از همین امروز بر تکمیل زنجیره ارزش متمرکز نشود، فرصت معدنی کشور میتواند به تجربهای تکراری از صادرات ماده خام بدل شود.
سرمایهگذاری، شرط ورود به رقابت جهانی
ورود به بازار جهانی عناصر خاکی کمیاب بدون سرمایهگذاری سنگین و هدفمند ممکن نیست. این سرمایهگذاری فقط به حفاری و استخراج محدود نمیشود، بلکه باید آموزش نیروی انسانی، توسعه آزمایشگاههای تخصصی، خرید تجهیزات پیشرفته، ایجاد پایلوتهای فرآوری، حمایت از شرکتهای دانشبنیان و جذب همکاریهای بینالمللی را نیز در بر گیرد. در کشورهای پیشرو، این حوزه با حمایت گسترده دولتها، نهادهای پژوهشی و سرمایهگذاران صنعتی توسعه یافته است.
برای ایران نیز اگر قرار باشد این ظرفیت معدنی به یک مزیت واقعی تبدیل شود، باید نگاه بخشی و کوتاهمدت کنار گذاشته شود. عناصر خاکی کمیاب پروژهای یکساله یا مقطعی نیستند، بلکه نیازمند نقشه راه چندمرحلهای و چنددهسالهاند. ابتدا باید پهنههای امیدبخش کشور با دقت بیشتری بررسی شوند، سپس پروژههای پایلوت فرآوری راهاندازی شود و در گام بعدی، پیوند این بخش با صنایع پاییندستی مانند آهنرباهای صنعتی، آلیاژهای خاص، تجهیزات الکترونیکی و فناوریهای انرژی پاک شکل بگیرد.
یک فرصت واقعی، اما نه آسان
ایران در حوزه عناصر خاکی کمیاب با یک فرصت واقعی روبهرو است، اما این فرصت ساده، سریع و کمهزینه نیست. مزیت اصلی کشور فعلا در سطح ظرفیت زمینشناسی و احتمال وجود ذخایر نهفته است، نه در سطح توان صنعتی تثبیتشده. اگر این واقعیت بهدرستی درک شود، سیاستگذار میتواند از خوشبینی اغراقآمیز فاصله بگیرد و بهجای شعار، بر ساختن بنیانهای لازم تمرکز کند.
در جهان امروز، قدرت در معدن بهتنهایی تعریف نمیشود، بلکه در توان تبدیل ماده معدنی به فناوری، محصول و ابزار نفوذ اقتصادی معنا پیدا میکند. عناصر خاکی کمیاب برای ایران میتوانند به سکوی پرتابی برای ورود به بخشی از اقتصاد آینده تبدیل شوند، اما تنها در صورتی که اکتشاف علمی، سرمایهگذاری صنعتی، توسعه فناوری و نگاه زنجیرهای بهصورت همزمان پیش برود. در غیر این صورت، این فرصت نیز مانند بسیاری از ظرفیتهای طبیعی دیگر، در حد پتانسیل باقی خواهد ماند و سهم ایران از «نفت قرن بیستویکم» به حداقل خواهد رسید.

