این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن |با وجود برخورداری ایران از ذخایر قابلتوجه معدنی، بهرهوری در بسیاری از بخشهای معدن و صنایع معدنی همچنان فاصله محسوسی با استانداردهای جهانی دارد. ایران از نظر تنوع و حجم ذخایر معدنی در میان کشورهای مطرح جهان قرار میگیرد، اما کارشناسان معتقدند بخشی از ظرفیتهای این بخش به دلیل ساختارهای اقتصادی، محدودیتهای فناوری و ضعف در مدیریت فرآیندهای تولید بهطور کامل مورد استفاده قرار نمیگیرد. این عوامل در کنار یکدیگر باعث شدهاند بسیاری از معادن و واحدهای صنعتی نتوانند با حداکثر ظرفیت فعالیت کنند و بخشی از ارزش اقتصادی منابع معدنی از دست برود.
انرژی ارزان و غفلت از بهرهوری
علیمحمد زمانی، فعال صنعت فولاد، معتقد است بهرهوری در معدن و صنایع معدنی از ابعاد مختلفی مانند مصرف انرژی، مواد اولیه، سرمایه و نیروی انسانی قابل بررسی است. به گفته او، بخش قابلتوجهی از صنایع معدنی در دورهای توسعه یافتهاند که دسترسی به انرژی ارزان و مواد اولیه نسبتاً آسان بود. در نتیجه، افزایش کارایی مصرف انرژی و بهینهسازی فرآیندهای تولید در اولویت بسیاری از واحدهای صنعتی قرار نگرفت.
به گفته کارشناسان، مصرف انرژی در برخی صنایع معدنی ایران از متوسط جهانی بالاتر است و این موضوع نشان میدهد ظرفیت قابلتوجهی برای بهبود بهرهوری انرژی وجود دارد. با تشدید محدودیتهای تأمین برق و گاز در سالهای اخیر، بسیاری از صنایع ناچار شدهاند به موضوع مدیریت مصرف انرژی توجه بیشتری نشان دهند.
نقش فناوری در افزایش کارایی
کارشناسان بر این باورند که فناوریهای نوین میتوانند نقش تعیینکنندهای در افزایش بهرهوری معادن و صنایع معدنی ایفا کنند. استفاده از سامانههای هوشمند در اکتشاف، بهکارگیری تجهیزات پیشرفته استخراج، بهرهگیری از فناوریهای نوین در فرآوری مواد معدنی و استفاده از دادههای دیجیتال برای مدیریت عملیات معدنی از جمله اقداماتی است که میتواند کارایی این بخش را به شکل قابلتوجهی افزایش دهد.
با این حال، محدودیت در دسترسی به تجهیزات پیشرفته، دشواری انتقال فناوری و مشکلات ناشی از تحریمها موجب شده است سرعت نوسازی فناوری در بسیاری از معادن کشور پایین باشد. در نتیجه بخشی از عملیات معدنی همچنان با تجهیزات قدیمی انجام میشود که این موضوع هزینه تولید را افزایش داده و رقابتپذیری محصولات معدنی را کاهش میدهد.
زمانی در این باره تأکید میکند که اصلاح قیمت حاملهای انرژی بهتنهایی نمیتواند به افزایش بهرهوری منجر شود. به گفته او، در صورتی که مسیر ورود فناوریهای نوین همزمان با اصلاح سیاستهای قیمتی هموار نشود، صنایع ناچار خواهند بود با همان تجهیزات قدیمی به فعالیت ادامه دهند و امکان افزایش کارایی نیز محدود خواهد بود.
سیاستهای اقتصادی و کاهش انگیزه تولید
این فعال حوزه معدن همچنین به تأثیر سیاستهای اقتصادی بر بهرهوری اشاره میکند و میگوید برخی سیاستها مانند قیمتگذاری دستوری و نحوه تعیین نرخ ارز میتوانند بر تصمیمگیری تولیدکنندگان اثر بگذارند. در شرایطی که قیمت محصولات بهصورت دستوری تعیین میشود یا نوسانات ارزی پیشبینیناپذیر است، برنامهریزی بلندمدت برای سرمایهگذاری و نوسازی تجهیزات دشوار میشود.
به گفته برخی فعالان صنعت، در چنین شرایطی برخی واحدها بیشتر بر ادامه فعالیت با حداقل هزینه تمرکز میکنند و انگیزه کافی برای سرمایهگذاری در فناوریهای جدید یا ارتقای بهرهوری کاهش مییابد.
تولید در سایه محدودیتها
بسیاری از واحدهای معدنی و صنایع معدنی در سالهای اخیر با چالشهایی مانند کمبود سرمایه در گردش، دشواری در تأمین قطعات و تجهیزات، محدودیتهای صادراتی و نوسانات اقتصادی مواجه بودهاند. این مسائل موجب شده است بخشی از ظرفیت تولید این واحدها بلااستفاده بماند.
برخی گزارشها نشان میدهد در مقاطعی از سال، محدودیت در تأمین برق و گاز نیز باعث کاهش تولید در صنایع معدنی و فولادی شده است. این مسئله علاوه بر کاهش تولید، بر شاخصهای بهرهوری نیز اثر منفی میگذارد.
ظرفیتهای بلااستفاده در صنعت معدن
فعالان این حوزه معتقدند یکی از چالشهای مهم بخش معدن، استفاده نکردن از ظرفیت کامل واحدهای تولیدی است. زمانی که یک واحد صنعتی با بخشی از ظرفیت اسمی خود فعالیت میکند، هزینههای ثابت تولید بر مقدار کمتری از محصول سرشکن میشود و همین موضوع بهرهوری اقتصادی را کاهش میدهد.
در بسیاری از صنایع معدنی، افزایش ظرفیت تولید بدون توسعه متناسب زیرساختهایی مانند انرژی، حملونقل و تأمین مواد اولیه میتواند باعث ایجاد گلوگاههای تولیدی شود؛ مسئلهای که در نهایت مانع استفاده کامل از ظرفیتهای نصبشده میشود.
فناوری؛ حلقه مفقوده بهرهوری
از دید بسیاری از کارشناسان، فناوری یکی از مهمترین حلقههای مفقوده در افزایش بهرهوری معادن کشور است.
در بسیاری از کشورهای پیشرو در صنعت معدن، استفاده از فناوریهایی مانند اتوماسیون، کنترل از راه دور ماشینآلات، تحلیل دادههای عملیاتی و مدیریت هوشمند معادن باعث شده است بهرهوری نیروی انسانی و تجهیزات بهطور قابلتوجهی افزایش یابد.
در مقابل، محدودیت در ارتباطات بینالمللی و دشواری همکاری با شرکتهای بزرگ معدنی جهان باعث شده است انتقال فناوری در این بخش با سرعت کمتری انجام شود. کارشناسان معتقدند توسعه همکاریهای بینالمللی و تقویت توان شرکتهای دانشبنیان داخلی میتواند تا حدی این شکاف فناوری را کاهش دهد.
بهرهوری؛ کلید افزایش سودآوری
محمد حیدرزاده، فعال بخش معدن و صنایع معدنی، افزایش بهرهوری را یکی از مؤثرترین راهکارها برای افزایش سودآوری واحدهای تولیدی میداند. به گفته او، نخستین گام برای بهبود بهرهوری، تعریف دقیق شاخصهای عملکرد در بخشهای مختلف یک واحد معدنی یا صنعتی است.
او معتقد است زمانی که شاخصهای بهرهوری بهصورت دقیق اندازهگیری شوند، مدیران میتوانند نقاط ضعف فرآیندهای تولید را شناسایی کرده و برنامههای اصلاحی برای بهبود عملکرد تدوین کنند.
بهرهوری در تمام بخشهای تولید
به گفته حیدرزاده، بهرهوری مفهومی گسترده است و تنها به یک بخش از تولید محدود نمیشود. عواملی مانند سرمایه، مواد اولیه، انرژی، نیروی انسانی، ماشینآلات، فضای کاری و حتی زمان در تعیین سطح بهرهوری نقش دارند. در واقع بهرهوری به معنای نسبت میزان خروجی به ورودی در هر فرآیند است و این شاخص میتواند در تمام بخشهای یک بنگاه اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد.

اتلاف مواد معدنی در فرآیند استخراج
یکی از مهمترین چالشهای بهرهوری در معادن، میزان ماده معدنی است که در جریان استخراج از بین میرود. اگر عملیات استخراج و باطلهبرداری بهدرستی طراحی و اجرا نشود، بخشی از مواد معدنی ارزشمند همراه با باطلهها دفع میشود.
به گفته این کارشناس، طراحی دقیق عملیات استخراج، استفاده از روشهای نوین معدنکاری و کنترل دقیق عیار مواد استخراجی میتواند میزان اتلاف مواد معدنی را به حداقل برساند.
اهمیت مدیریت فرآوری
در واحدهای فرآوری نیز بخش مهمی از بهرهوری به میزان بازیابی فلز از خوراک ورودی وابسته است. هرچند بخشی از مواد بهطور طبیعی به باطله تبدیل میشود، اما هدف اصلی این است که بیشترین میزان فلز موجود در ماده معدنی به کنسانتره منتقل شود.
برای دستیابی به این هدف، لازم است فرآیندهای تولید بهصورت مستمر پایش شوند و عملکرد تجهیزات مختلف در خطوط فرآوری بهطور دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد.
پایش مستمر راندمان تولید
حیدرزاده تأکید میکند که انجام منظم بالانس جرمی در واحدهای فرآوری میتواند تصویر روشنی از عملکرد واقعی خطوط تولید ارائه دهد. در این روش میزان ورود و خروج مواد در بخشهای مختلف فرآیند بررسی میشود و مشخص میشود چه مقدار از فلز ارزشمند در هر مرحله از دست میرود.
این اطلاعات به مدیران کمک میکند تا نقاط ضعف فرآیند را شناسایی کرده و اقدامات اصلاحی برای افزایش بازیابی مواد معدنی انجام دهند.
جلوگیری از هدررفت فلز در مراحل نهایی
در مراحل نهایی تولید، یعنی زمانی که فلز از کنسانتره استخراج میشود، نیز احتمال از دست رفتن بخشی از فلز وجود دارد. در صورتی که کنترل دقیق بر فرآیندهای ذوب و پالایش انجام نشود، ممکن است بخشی از فلز به سرباره یا فیلترکیک منتقل شود.
کاهش این اتلافها میتواند تأثیر قابلتوجهی بر افزایش ارزش اقتصادی تولید داشته باشد.
بهرهوری سرمایه و مواد مصرفی
حیدرزاده همچنین به نقش بهرهوری سرمایه در صنعت معدن اشاره میکند و میگوید هدف از هر سرمایهگذاری باید دستیابی به بیشترین بازده اقتصادی باشد. در برخی واحدهای صنعتی نیز از مواد شیمیایی و افزودنیهای مختلف در فرآیند تولید استفاده میشود و لازم است میزان اثرگذاری هر یک از این مواد بهصورت دقیق ارزیابی شود.
به گفته او، کنترل مصرف مواد شیمیایی و انتخاب ترکیبات مناسب میتواند علاوه بر کاهش هزینهها، به بهبود عملکرد خطوط تولید نیز کمک کند.
سنجش دقیق مصرف انرژی
در حوزه انرژی نیز لازم است ابتدا مشخص شود برای تولید هر واحد محصول چه مقدار انرژی بهصورت تئوریک مورد نیاز است. سپس مصرف واقعی انرژی در خطوط تولید اندازهگیری و با این شاخصها مقایسه شود.
مقایسه این ارقام با استانداردهای جهانی میتواند نشان دهد یک واحد صنعتی تا چه اندازه در مصرف انرژی کارآمد عمل میکند و چه میزان امکان بهبود وجود دارد.
نقش ماشینآلات در افزایش کارایی
ماشینآلات معدنی نیز از عوامل تعیینکننده در بهرهوری هستند. هر دستگاه دارای ظرفیت اسمی مشخصی است و لازم است میزان عملکرد واقعی آن در دورههای زمانی مختلف اندازهگیری شود. اختلاف میان ظرفیت اسمی و عملکرد واقعی میتواند نشاندهنده مشکلاتی مانند فرسودگی تجهیزات، توقفهای تولید یا ضعف در نگهداری و تعمیرات باشد.
به همین دلیل، اجرای برنامههای منظم تعمیرات و نگهداری پیشگیرانه میتواند نقش مهمی در افزایش کارایی تجهیزات داشته باشد.
اهمیت مدیریت زمان در تولید
حیدرزاده در پایان به اهمیت مدیریت زمان در فعالیتهای معدنی اشاره میکند و میگوید در بسیاری از عملیات مانند حملونقل مواد معدنی، حفاری یا بارگیری، زمان یکی از عوامل تعیینکننده هزینه تولید است. انجام کارسنجی و زمانسنجی در این بخشها میتواند به شناسایی نقاط اتلاف زمان کمک کند و در نهایت بهرهوری عملیات را افزایش دهد.
کارشناسان معتقدند افزایش بهرهوری در صنعت معدن تنها با اصلاح یک عامل امکانپذیر نیست. ترکیبی از سیاستهای اقتصادی مناسب، دسترسی به فناوریهای پیشرفته، توسعه زیرساختها، مدیریت علمی فرآیندهای تولید و پایش مستمر عملکرد میتواند مسیر بهبود بهرهوری در این بخش را هموار کرده و زمینه استفاده بهتر از ظرفیتهای معدنی کشور را فراهم کند.

