این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | بازار جهانی فولاد در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر سیاستهای تجاری دولتها قرار گرفته است. ابزارهایی مانند تعرفههای وارداتی، تحقیقات ضددامپینگ، محدودیتهای زنجیره تأمین و مقررات محیطزیستی اکنون به بخشی از سازوکار تنظیم بازار تبدیل شدهاند و مسیر جریان فولاد و مواد اولیه را در سطح جهانی تغییر میدهند. مجموعهای از تصمیمات اخیر در کشورهایی مانند کرهجنوبی، استرالیا، برزیل، ایالات متحده و اتحادیه اروپا نشان میدهد که رقابت در صنعت فولاد دیگر صرفاً به قیمت و ظرفیت تولید محدود نیست، بلکه به توانایی شرکتها و کشورها در عبور از موانع تجاری نیز وابسته شده است.
تشدید اقدامات ضددامپینگ در شرق آسیا
یکی از مهمترین تحولات اخیر به تصمیم کرهجنوبی در اعمال تعرفههای ضددامپینگ بر واردات برخی محصولات فولادی آلیاژی از چین و ژاپن مربوط میشود. بر اساس این تصمیم، نرخ تعرفه برای صادرکنندگان چینی در بازه ۲۸.۱۶ تا ۳۳.۱۰ درصد تعیین شده است، در حالی که تأمینکنندگان ژاپنی با تعرفههایی بین ۳۱.۵۸ تا ۳۳.۴۳ درصد مواجه خواهند شد. این اقدام بخشی از تلاش سئول برای حمایت از تولیدکنندگان داخلی در برابر واردات ارزانقیمت ارزیابی میشود.
با این حال، سازوکاری در نظر گرفته شده که به برخی تولیدکنندگان اجازه میدهد در صورت پذیرش توافق قیمت حداقلی، محصولات خود را بدون پرداخت تعرفه ضددامپینگ به بازار کرهجنوبی صادر کنند. در این چارچوب، صادرکنندگان متعهد میشوند محصولات مشمول را بالاتر از یک کف قیمت مشخص عرضه کنند تا از رقابت قیمتی مخرب جلوگیری شود. چنین رویکردی نشان میدهد که دولتها در تلاش هستند میان حمایت از تولیدکنندگان داخلی و حفظ جریان تجارت تعادل ایجاد کنند.
استرالیا و بررسیهای جدید بر فولاد تخت
استرالیا نیز همزمان بررسیهای ضددامپینگ و جبرانی خود را درباره واردات برخی محصولات فولادی تخت از چین و کرهجنوبی پیش برده و نتایج اولیه این تحقیقات را منتشر کرده است. بر اساس یافتههای اولیه، حاشیه دامپینگ برای برخی صادرکنندگان چینی بین ۹.۴ تا ۵۲.۴ درصد برآورد شده است. چنین دامنه گستردهای نشان میدهد که مقامات استرالیایی معتقدند برخی تولیدکنندگان با قیمتهایی بسیار پایینتر از ارزش واقعی محصولات خود در بازار این کشور حضور یافتهاند.
در مورد کرهجنوبی نیز وضعیت مشابهی مشاهده شده، بهطوری که برای همه صادرکنندگان این کشور بهجز شرکت POSCO حاشیه دامپینگ ۲۱.۶ درصدی اعلام شده است. با این حال، بررسیها نشان داده که برای POSCO نشانهای از دامپینگ وجود ندارد و این شرکت از این اتهام مبرا شناخته شده است. همچنین برخی حاشیههای یارانهای مربوط به شرکتهای چینی در سطحی ناچیز ارزیابی شدهاند که ممکن است در تصمیم نهایی نقش تعیینکنندهای نداشته باشند.
این تحقیقات بخشی از روند گستردهتری است که طی آن کشورها برای محافظت از صنایع فولاد داخلی خود، واردات را با دقت بیشتری زیر نظر گرفته و در صورت لزوم اقدام به اعمال تعرفه یا محدودیتهای تجاری میکنند.

تأثیر سیاستهای تجاری بر بازار فولاد برزیل
برزیل در این میان از دو زاویه متفاوت با تحولات تجارت فولاد مواجه شده است. از یک سو، توزیعکنندگان فولاد در این کشور از اقدامات ضددامپینگ علیه واردات چین بهرهمند شدهاند. دادههای انجمن توزیعکنندگان فولاد برزیل (INDA) نشان میدهد که فروش اعضای این انجمن در ماه مه به ۳۴۱ هزار و ۳۰۰ تن رسیده است، در حالی که این رقم در آوریل حدود ۳۱۴ هزار تن بود. افزایش فروش در شرایطی رخ داده که واردات فولاد به این کشور کاهش محسوسی را تجربه کرده است.
آمارها نشان میدهد واردات فولاد برزیل در آوریل به ۱۲۰ هزار و ۹۰۰ تن رسیده که نسبت به ماه قبل ۲۷.۴ درصد کاهش داشته است. کاهش واردات در مقیاس سالانه نیز چشمگیر بوده و واردات در مه ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۷۱.۱ درصد افت کرده است. این روند بیانگر آن است که سیاستهای تجاری میتوانند به سرعت توازن عرضه و تقاضا در بازار داخلی را تغییر دهند.
بخشی دیگر از صنعت فلزات برزیل با نگرانیهای تازهای روبهرو شده است. تولیدکنندگان چدن این کشور نسبت به احتمال افزایش تعرفههای وارداتی آمریکا هشدار دادهاند. انجمن تولیدکنندگان چدن برزیل، موسوم به Sindifer، اعلام کرده برای پیگیری مذاکرات مربوط به دفتر نماینده تجاری ایالات متحده یک شرکت حقوقی استخدام کرده است تا از اعمال تعرفه اضافی ۲۵ درصدی بر چدن صادراتی برزیل جلوگیری کند.
در صورتی که این تعرفه جدید با تعرفه فعلی ۱۰ درصدی ترکیب شود، فشار تعرفهای نهایی میتواند به حدود ۳۷.۵ درصد برسد. چنین سطحی از تعرفه میتواند صادرات چدن برزیل به آمریکا را با چالش جدی مواجه کند، بهویژه آنکه بازار ایالات متحده نقش بسیار مهمی در صادرات این محصول دارد. بر اساس آمارها، آمریکا در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۳۶۵ میلیون تن چدن از برزیل وارد کرده که معادل ۸۳ درصد کل صادرات این محصول از برزیل بوده است.
نگرانی هند از محدودیتهای قراضه در اروپا
زنجیره تأمین فولاد، هند نیز با چالش جدیدی در حوزه مواد اولیه روبهرو شده است. این کشور نسبت به مقررات تازه اتحادیه اروپا درباره حمل و تجارت پسماند ابراز نگرانی کرده و خواستار مذاکره دولتبهدولت با بروکسل شده است. این مقررات قرار است از سال ۲۰۲۷ اجرایی شود و میتواند بر صادرات قراضه آهنی از اروپا به سایر کشورها تأثیر بگذارد.
اهمیت این موضوع برای هند از آن جهت است که صنعت فولاد این کشور به شدت به واردات قراضه متکی است. هند سالانه حدود ۹ میلیون تن قراضه آهنی وارد میکند و محدود شدن صادرات این ماده از سوی اروپا میتواند دسترسی فولادسازان هندی به مواد اولیه ثانویه را دشوارتر کند. در شرایطی که بسیاری از کشورها در حال حرکت به سمت تولید فولاد کمکربن هستند، قراضه آهنی به یکی از مهمترین منابع برای تولید فولاد در کورههای قوس الکتریکی تبدیل شده است.
اگر دسترسی به قراضه محدود شود، فولادسازان ممکن است ناچار شوند به مواد اولیه جایگزین روی آورند یا هزینههای بالاتری برای تأمین خوراک تولید بپردازند. این مسئله میتواند بر رقابتپذیری صنعت فولاد هند در بازارهای جهانی تأثیر بگذارد.
بازتعریف رقابت در تجارت جهانی فولاد
مجموع این تحولات نشان میدهد که تجارت جهانی فولاد وارد مرحله تازهای از پیچیدگی شده است. در این مرحله، دولتها با استفاده از مجموعهای از ابزارهای تجاری، از تعرفه و سهمیه گرفته تا مقررات زیستمحیطی و الزامات زنجیره تأمین، در حال بازطراحی مسیر جریان کالا هستند. چنین اقداماتی اغلب با هدف حمایت از صنایع داخلی، حفظ اشتغال و کنترل رقابت خارجی انجام میشود.
با این حال، پیامدهای این سیاستها تنها به حمایت از تولیدکنندگان محدود نمیشود. افزایش تعرفهها و محدودیتهای تجاری میتواند هزینه مواد اولیه و محصولات فولادی را برای صنایع پاییندستی افزایش دهد. شرکتهایی که به واردات وابسته هستند ممکن است با افزایش هزینهها و عدم قطعیت در تأمین مواجه شوند و برنامهریزی تولید برای آنها دشوارتر شود.
این سیاستها میتوانند مسیرهای تجاری را نیز تغییر دهند. زمانی که یک بازار بزرگ محدودیتهایی بر واردات اعمال میکند، صادرکنندگان معمولاً به دنبال بازارهای جایگزین میگردند. در نتیجه، جریان فولاد و مواد اولیه ممکن است به سمت مناطق دیگر هدایت شود و رقابت در آن بازارها تشدید شود.
آینده تجارت فولاد در سایه موانع تجاری
در چنین شرایطی، رقابت در بازار جهانی فولاد دیگر صرفاً به عواملی مانند قیمت تمامشده، کیفیت محصول یا ظرفیت تولید وابسته نیست. شرکتها و کشورها باید بتوانند خود را با محیطی سازگار کنند که در آن مقررات تجاری، سیاستهای صنعتی و الزامات زیستمحیطی نقش تعیینکنندهای دارند.
توانایی عبور از موانع تعرفهای، انطباق با استانداردهای جدید و مدیریت ریسکهای سیاسی و تجاری به بخش مهمی از استراتژی شرکتهای فعال در زنجیره فولاد تبدیل شده است. به همین دلیل، بسیاری از تولیدکنندگان در حال بازنگری در مسیرهای صادراتی، تنوعبخشی به بازارها و حتی سرمایهگذاری در مناطق مختلف جهان هستند تا اثر محدودیتهای تجاری را کاهش دهند.
روندهای اخیر نشان میدهد که تجارت فولاد در حال ورود به دورهای است که در آن سیاست و اقتصاد بیش از گذشته به یکدیگر گره خوردهاند. در این فضای جدید، موفقیت در بازار جهانی نه تنها به توان تولیدی، بلکه به درک دقیق از تحولات سیاست تجاری و توانایی سازگاری با آنها نیز وابسته خواهد بود.

