این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | بازار فولاد ایران در آستانه شهریورماه با ترکیبی از افزایش هزینههای تولید، نوسانات ارزی، تحولات حملونقل و ضعف تقاضای داخلی روبهرو شده است؛ شرایطی که میتواند زمینه رشد قیمت محصولات فولادی را فراهم کند، اما مشخص نیست بازار مصرفی گرفتار رکود تا چه اندازه توان همراهی با این افزایش هزینهها را داشته باشد.
بازار در هفته گذشته با عرضهای تقریباً بدون تغییر و تقاضایی کمرمق به دلیل محدودیت نقدینگی همراه بود. با این حال، رشد هزینه انرژی، احتمال افزایش کرایه حمل، بازگشایی مرزها و تحولات نرخ ارز میتواند معادلات بازار را در شهریور تغییر دهد.
یکی از مهمترین عوامل اثرگذار، افزایش هزینه انرژی واحدهای تولیدی است. قیمت گاز از حدود ۱۲۰ هزار ریال به حدود ۱۵۹ هزار و ۴۱۰ ریال به ازای هر مترمکعب رسیده و نرخ برق پایدار برای برخی واحدها نیز تا ۱۹ هزار تومان افزایش یافته است. بنابراین حتی در صورت بهبود تأمین برق و کاهش قطعیها در شهریور، هزینه تمامشده تولید همچنان در سطح بالاتری قرار خواهد داشت.
در بخش حملونقل نیز اعتصاب رانندگان طی هفته گذشته بر برخی واحدها اثر گذاشت و انتظار میرود افزایش کرایه حمل بخشی از مشکلات این حوزه را کاهش دهد. البته افزایش نرخ حمل خود به معنای تحمیل هزینه بیشتر به زنجیره فولاد خواهد بود. همزمان، بازگشایی مرزها میتواند زمینه افزایش صادرات را فراهم کند و بهویژه برای محصولات دارای قابلیت صادراتی بیشتر، شرایط متفاوتی ایجاد کند.
در این میان، نرخ ارز همچنان مهمترین متغیر بازار فولاد است. در صورت تثبیت ارز در سطوح بالاتر، افزایش هزینه تولید و انتظارات تورمی میتواند فشار صعودی بیشتری بر قیمت محصولات فولادی وارد کند. با این حال، واکنش محصولات مختلف یکسان نخواهد بود و عواملی مانند میزان موجودی، تقاضای واقعی و امکان صادرات در تعیین مسیر قیمتها نقش مهمی خواهند داشت.
بازار میلگرد با وجود فشار هزینهای، همچنان با مانع موجودی بالای انبارها مواجه است. بخشی از این موجودی در اختیار شرکتهای وابسته به بانکها قرار دارد و با نزدیک شدن به سررسید تعهدات در پاییز و زمستان، احتمال عرضه آن به بازار وجود دارد. چنین شرایطی میتواند مانع افزایش سریع قیمت میلگرد شود.
بازار ورق نیز بیش از آنکه تنها از هزینه تولید تأثیر بگیرد، به وضعیت صنایع پاییندستی، پروژههای عمرانی و ساختوساز وابسته است. ضعف تقاضای مصرفی باعث شده افزایش هزینهها لزوماً به همان میزان در قیمت فروش منعکس نشود و چشمانداز این بخش همچنان با ابهام همراه باشد.
در مقابل، شمش و تا حدودی اسلب به دلیل قابلیت صادراتی بیشتر میتوانند سریعتر به رشد نرخ ارز و بهبود شرایط صادرات واکنش نشان دهند. بازگشایی مرزها و افزایش جذابیت صادرات ممکن است بخشی از فشار ناشی از رکود بازار داخلی را برای این محصولات کاهش دهد.
با وجود سنگینتر شدن کفه عوامل افزایشی، انباشت موجودی، رکود ساختوساز، محدودیت نقدینگی و ادامه فروشهای مطالباتی همچنان موانع مهم بازار محصولات نهایی هستند. از این رو، افزایش احتمالی قیمت فولاد را نمیتوان الزاماً به معنای بازگشت رونق دانست و بخشی از رشد قیمتها ممکن است صرفاً انعکاس افزایش هزینه تولید، حملونقل و نرخ ارز باشد.
در مجموع، بازار فولاد ایران وارد دورهای شده که تولیدکنندگان با فشار فزاینده هزینهها مواجهاند، اما تقاضای واقعی هنوز توان همراهی کامل با افزایش قیمتها را ندارد. در چنین شرایطی، نرخ ارز میتواند جهت اصلی بازار را مشخص کند؛ با این حال برای میلگرد و ورق، کاهش موجودی و بازگشت تقاضای واقعی همچنان شرط اصلی شکلگیری یک روند صعودی پایدار خواهد بود.

