این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | منطقه معدنی سنگان خواف، یکی از مهمترین پهنههای سنگآهن کشور، در سالهای اخیر علاوه بر توسعه تولید کنسانتره و گندله با یک چالش اساسی روبهرو بوده است؛ چگونه میتوان در منطقهای خشک و کمآب، فعالیت معدنی و صنعتی را توسعه داد بدون آنکه فشار مضاعفی بر منابع آب، خاک و هوای پیرامون وارد شود؟ فولاد سنگان تلاش کرده پاسخ این پرسش را در مجموعهای از برنامههای مدیریت آب، کاهش گردوغبار، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، توسعه فضای سبز و حرکت به سمت اقتصاد چرخشی دنبال کند.
شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان اکنون واحدهای کنسانترهسازی و گندلهسازی با ظرفیت اسمی هرکدام پنج میلیون تن در سال در اختیار دارد. این مقیاس تولید، مدیریت منابع و کنترل پیامدهای زیستمحیطی را به یکی از بخشهای مهم عملیات شرکت تبدیل کرده است.
آب؛ حساسترین حلقه تولید در شرق کشور
شاید مهمترین مسئله محیطزیستی فولاد سنگان را بتوان آب دانست. منطقه خواف در اقلیمی خشک قرار دارد و منابع آبی آن محدود است. مطالعات انجامشده درباره منطقه سنگان نیز نشان دادهاند میزان بارندگی سالانه پایین و تبخیر بسیار بالاست؛ شرایطی که استفاده گسترده از آب زیرزمینی برای فعالیتهای صنعتی را به یک ریسک بلندمدت تبدیل میکند.
فولاد سنگان اعلام کرده است با استفاده از واحدهای فیلتراسیون باطله، فیلترپرس و تیکنر تلاش کرده آب موجود در فرآیند تولید را دوباره به چرخه بازگرداند. در واحد کنسانترهسازی، روزانه حدود ۲۰ هزار تن باطله خشک تولید میشود و بیش از ۸۰ درصد آب موجود در خوراک این بخش بازیابی و مجدداً وارد فرآیند میشود.
این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کارخانههای فرآوری مواد معدنی حجم قابلتوجهی آب برای جدایش مواد، انتقال پالپ، کنترل غبار و سایر فرآیندها مصرف میکنند. هرچه درصد بیشتری از این آب بازیافت شود، نیاز به برداشت جدید از منابع منطقه کاهش مییابد.
در کارخانه گندلهسازی نیز استفاده از دو فیلترپرس و یک واحد تیکنر برای بازیابی پساب در دستور کار قرار گرفته است. ایجاد لاگونهای تبخیری غیرقابل نفوذ در محدوده انباشتگاه نیز برای مدیریت شرایط اضطراری و جلوگیری از نفوذ پساب به محیط پیرامونی اجرا شده است.
پساب شهری؛ منبع جایگزین برای صنعت
یکی دیگر از محورهای برنامه فولاد سنگان، استفاده از فاضلاب تصفیهشده شهری به جای منابع آب تازه است. طبق برنامه اعلامشده، پروژهای برای جمعآوری و تصفیه فاضلاب شهر تایباد و انتقال آن به مجموعه صنعتی در حال توسعه است.
این پروژه شامل ایجاد حدود ۱۷ هزار انشعاب فاضلاب، احداث تصفیهخانهای با ظرفیت روزانه ۱۲ هزار مترمکعب و اجرای حدود ۸۲ کیلومتر خط انتقال در دو مرحله است.
در صورت بهرهبرداری کامل، این زیرساخت میتواند سالانه حدود ۸.۵ میلیون مترمکعب پساب تصفیهشده در اختیار مجموعه قرار دهد؛ حجمی که طبق اعلام شرکت، در شرایط فعلی قادر است نزدیک به نیمی از نیاز سالانه آب واحدهای تولیدی فولاد سنگان را تأمین کند.
استفاده از پساب شهری در صنایع معدنی یکی از روشهایی است که در مناطق کمآب میتواند فشار بر سفرههای زیرزمینی را کاهش دهد. در عین حال، این رویکرد باعث میشود فاضلاب شهری نیز پس از تصفیه به یک منبع اقتصادی تبدیل شود و به جای دفع، دوباره مورد استفاده قرار گیرد.
مهار غبار در زنجیره کنسانتره و گندله
فعالیتهای معدنی و فرآوری سنگآهن بهطور طبیعی با تولید گردوغبار همراه هستند. خردایش، انتقال مواد روی نوار نقاله، انبارش و تخلیه مواد معدنی از مهمترین نقاط تولید ذرات معلق محسوب میشوند.
فولاد سنگان اعلام کرده برای کنترل این مسئله از سیستمهای غبارگیر، تجهیزات فیلتراسیون، پوشش نوارهای نقاله و انبارهای سرپوشیده استفاده کرده است. خروجی برخی واحدها نیز بهصورت برخط پایش میشود و دادههای مربوط به انتشار آلایندهها در اختیار سامانههای نظارتی محیطزیست قرار میگیرد.
استفاده از انبارهای سرپوشیده برای ذخیره کنسانتره نیز از جمله اقداماتی است که میتواند انتشار ذرات در اثر وزش باد را کاهش دهد؛ مسئلهای که در منطقه خواف با توجه به شرایط بادخیز بودن منطقه اهمیت ویژهای دارد.
با این حال، سنجش واقعی موفقیت این اقدامات نیازمند انتشار منظم دادههای کمی مربوط به غلظت ذرات معلق، عملکرد غبارگیرها و نتایج پایش محیط پیرامونی است. ارقام مطرحشده درباره عملکرد زیستمحیطی عمدتاً از سوی خود شرکت منتشر شدهاند و دسترسی عمومی به دادههای مستمر میتواند امکان ارزیابی مستقلتر را فراهم کند.
انرژی پاک؛ برنامهای فراتر از کارخانه
مسئله انرژی نیز به بخش دیگری از برنامه توسعه پایدار فولاد سنگان تبدیل شده است. این شرکت علاوه بر اقدامات مربوط به بهینهسازی مصرف، برنامه احداث نیروگاه بادی را نیز دنبال کرده است.
در برنامههای قبلی فولاد سنگان، احداث نیروگاه بادی با ظرفیت حدود ۲۰۰ مگاوات در منطقه مطرح شده بود. موقعیت جغرافیایی خواف و نشتیفان به دلیل برخورداری از بادهای مناسب، یکی از مزیتهای مهم منطقه برای توسعه انرژی بادی محسوب میشود.
استفاده از برق تجدیدپذیر میتواند دو اثر همزمان داشته باشد؛ نخست کاهش وابستگی واحدهای تولیدی به شبکه برق در دورههای ناترازی و دوم کاهش ردپای کربنی محصولات معدنی.
این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بازارهای جهانی فولاد به تدریج به سمت محاسبه میزان انتشار کربن در زنجیره تولید حرکت میکنند و شرکتهایی که کنسانتره، گندله و فولاد با ردپای کربنی پایینتر تولید کنند، در آینده میتوانند مزیت رقابتی بیشتری داشته باشند.

محاسبه ردپای کربن؛ قدم بعدی صنعت سبز
فولاد سنگان طی ماههای اخیر تدوین نقشه راه توسعه پایدار خود را نیز آغاز کرده است. ارزیابی چرخه عمر محصولات یا LCA یکی از نخستین مراحل این برنامه اعلام شده و در ادامه، محاسبه ردپای کربنی محصولات بر مبنای استاندارد ISO 14067 و تهیه موجودی انتشار گازهای گلخانهای بر اساس ISO 14064 دنبال میشود.
اهمیت چنین اقداماتی در آن است که بدون اندازهگیری دقیق انتشار کربن، کاهش آن نیز قابل سنجش نیست. ارزیابی چرخه عمر میتواند مشخص کند بیشترین میزان مصرف انرژی، آب و انتشار گازهای گلخانهای در کدام مرحله از تولید رخ میدهد و سرمایهگذاری در کدام بخش بیشترین تأثیر را خواهد داشت.
کمربند سبز در محیطی خشک
توسعه فضای سبز در اطراف سایتهای صنعتی نیز یکی دیگر از برنامههای این مجموعه بوده است. فولاد سنگان از کاشت هزاران اصله نهال متناسب با شرایط اقلیمی منطقه و استفاده از پساب تصفیهشده برای آبیاری آنها خبر داده است.
بخشی از این فعالیتها در قالب طرحهای بیابانزدایی و مقابله با کانونهای محلی گردوغبار اجرا شده است. طبق اطلاعات منتشرشده از سوی شرکت، بیش از پنج هزار اصله نهال نیز در قالب برنامههای همکاری با اداره محیطزیست منطقه اهدا یا کاشته شده است.
در مناطق خشک، توسعه فضای سبز صنعتی تنها در صورتی پایدار است که به برداشت بیشتر از منابع آب شیرین منجر نشود. استفاده از پساب تصفیهشده و گونههای سازگار با کمآبی میتواند تا حد زیادی این ریسک را کاهش دهد.
پسماند؛ از هزینه محیطزیستی تا ماده اولیه
مدیریت باطله و پسماند یکی دیگر از چالشهای صنایع معدنی است. حجم بالای مواد باقیمانده از فرآوری میتواند در صورت مدیریت نامناسب به اشغال زمین، ایجاد گردوغبار و آلودگی آب و خاک منجر شود.
رویکرد جدید فولاد سنگان بر کاهش رطوبت باطله، جداسازی ضایعات و بررسی امکان استفاده از پسماندهای معدنی در صنایع دیگر متمرکز شده است. استفاده از بخشی از باطلهها در مصالح ساختمانی و راهسازی یکی از مسیرهایی است که در قالب اقتصاد چرخشی مورد بررسی قرار گرفته است.
در این مدل، پسماند دیگر صرفاً مادهای برای دفن نیست، بلکه میتواند پس از فرآوری به ماده اولیه یک صنعت دیگر تبدیل شود. این رویکرد علاوه بر کاهش حجم باطله، میتواند هزینههای مدیریت پسماند و برداشت مواد طبیعی جدید را نیز کاهش دهد.
محیطزیست در کنار تولید
تجربه فولاد سنگان نشان میدهد توسعه پایدار در صنعت معدن بیش از آنکه به یک پروژه منفرد وابسته باشد، به ترکیب چند اقدام نیاز دارد؛ بازچرخانی آب، جایگزینی پساب با منابع تازه، کنترل انتشار غبار، بهبود بهرهوری انرژی، توسعه تجدیدپذیرها، مدیریت باطله و پایش مستمر محیطزیست.
در عین حال، معیار اصلی موفقیت این برنامهها نه صرفاً تعداد پروژههای اجراشده، بلکه میزان واقعی کاهش مصرف آب، انرژی، انتشار آلایندهها و تولید پسماند به ازای هر تن محصول خواهد بود.
حرکت به سمت انتشار عمومی این شاخصها و مقایسه سالانه آنها میتواند تصویر دقیقتری از میزان تحقق اهداف توسعه پایدار ارائه دهد. این مسئله بهویژه برای مجموعهای مانند فولاد سنگان که در یکی از مهمترین و در عین حال خشکترین مناطق معدنی کشور فعالیت میکند، اهمیت دوچندان دارد.
اگر پروژههای بازچرخانی آب، استفاده از پساب، توسعه انرژی بادی و اقتصاد چرخشی به مقیاس کامل برسند، فولاد سنگان میتواند نمونهای از تغییر مدل توسعه صنایع معدنی در مناطق کمآب باشد؛ مدلی که در آن افزایش تولید الزاماً به معنای افزایش متناسب برداشت آب و فشار محیطزیستی نیست.
چنین مسیری نه تنها برای خواف، بلکه برای بخش بزرگی از صنایع معدنی ایران که در مناطق خشک و نیمهخشک مستقر هستند اهمیت دارد. آینده توسعه معدن و فولاد کشور بیش از گذشته به توانایی صنایع در ایجاد تعادل میان تولید، منابع محدود طبیعی و الزامات زیستمحیطی وابسته خواهد بود.

