این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن: مسئول فناوری اطلاعات شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران با تأکید بر اینکه معدن هوشمند صرفاً معدنی با حجم بالای داده نیست، گفت: تحول دیجیتال زمانی ارزشآفرین خواهد بود که زنجیرهای یکپارچه از «داده، اطلاعات، تحلیل، تصمیم و اقدام» در سازمان شکل گیرد و خروجی فناوری به بهبود قابلاندازهگیری عملکرد منجر شود.
سپهر رستگاری، مسئول فناوری اطلاعات شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران، در پنل تخصصی «نوآوری در معدن و صنایع معدنی در بستر تحول دیجیتال و نسل پنجم صنعت» در پنجمین جشنواره ایدههای ارزشافزای معدن و صنایع معدنی (INNOMINE 5)، الزامات و چالشهای حرکت معادن ایران به سمت تحول دیجیتال را تشریح کرد.
او با توجه به مفهوم معدن هوشمند گفت: هدف تحول دیجیتال صرفاً افزایش حجم دادههای تولیدشده نیست و دادههای عملیاتی باید در یک زنجیره منسجم به اطلاعات، تحلیل و در نهایت تصمیم و اقدام مؤثر تبدیل شوند.
رستگاری با اشاره به تفاوت نسل چهارم و پنجم صنعت گفت: در Industry 4.0 تمرکز اصلی بر اتصال تجهیزات، اتوماسیون، جمعآوری داده و هوشمندسازی فرایندهاست، در حالی که Industry 5.0 استفاده هدفمند از فناوری در خدمت انسان، پایداری و تابآوری را مورد توجه قرار میدهد.
او پراکندگی سامانهها، شکلگیری دادههای جزیرهای، نبود معماری یکپارچه سازمانی، ضعف در حاکمیت داده و فاصله میان فناوری اطلاعات (IT) و فناوری عملیاتی (OT) را از مهمترین موانع تحول دیجیتال در بخش معدن ایران عنوان کرد.
مسئول فناوری اطلاعات شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران تأکید کرد: آغاز تحول دیجیتال نباید با خرید تجهیزات و فناوری یا تهیه فهرستی از پروژههای هوشمندسازی همراه باشد و باید وضعیت موجود فرایندها، سامانهها، زیرساختها و دادههای سازمان بهطور دقیق شناسایی شود.
او گفت: پس از شناخت وضع موجود باید معماری مطلوب سازمان تعریف و براساس فاصله میان وضعیت فعلی و هدف، نقشه راه تحول دیجیتال و اولویت اجرای پروژهها مشخص شود.
رستگاری همچنین حاکمیت داده را یکی از پایههای اصلی معدن هوشمند دانست و گفت: در یک سازمان دادهمحور باید مشخص باشد هر داده در کجا تولید میشود، چگونه در سازمان جریان پیدا میکند، مسئول کیفیت آن چه کسی است، چه افرادی به آن دسترسی دارند و داده چگونه وارد فرایند تصمیمگیری میشود.
او درباره باقیماندن بسیاری از پروژههای هوش مصنوعی و فناوری در مرحله آزمایشی گفت: یکی از دلایل اصلی این مسئله، طراحی پروژهها صرفاً برای اثبات قابلیت فناوری به جای حل یک مسئله واقعی کسبوکار است.
رستگاری گفت: در همان ابتدای اجرای یک پایلوت باید موضوعاتی مانند: زیرساخت موردنیاز، امنیت، کیفیت داده، قابلیت یکپارچهسازی با سامانههای موجود، مالک کسبوکار، شاخصهای ارزیابی عملکرد و امکان توسعه راهکار در مقیاس عملیاتی مشخص شود.
او ارزش قابلاندازهگیری در محیط واقعی معدن را مهمترین معیار برای ادامه یا توقف یک پروژه آزمایشی دانست و گفت: هر راهکار باید بتواند تأثیر خود را در حوزههایی مانند بهرهوری عملیاتی، کاهش هزینه، افزایش ایمنی یا بهبود کیفیت تصمیمگیری بهصورت مشخص نشان دهد.
رستگاری همچنین بر اهمیت تابآوری دیجیتال تأکید کرد و گفت: معدن هوشمند باید بتواند در شرایطی مانند: اختلال شبکه، خرابی سامانهها، حملات سایبری یا از دست رفتن بخشی از زیرساخت، عملیات حیاتی خود را ادامه دهد؛ از این رو، تابآوری باید از ابتدا در معماری تحول دیجیتال لحاظ شود.
تحول دیجیتال در معدن بیش از آنکه به تعداد فناوریها، حسگرها یا حجم دادهها وابسته باشد، به توان سازمان در تبدیل داده به تصمیم و نتیجه عملیاتی بستگی دارد. ایجاد معماری یکپارچه، حاکمیت داده، اتصال IT و OT، تعریف مسئله واقعی برای پروژههای هوش مصنوعی و سنجش ارزش اقتصادی و عملیاتی راهکارها، مهمترین مؤلفههایی هستند که میتوانند پروژههای دیجیتال را از مرحله آزمایشی به بهرهبرداری واقعی و مقیاسپذیر برسانند.

