این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | گذار صنعت فولاد به تولید کمکربن با مانعی جدی روبهرو شده است؛ نیمی از پروژههای فولاد سبز جهان با تأخیر مواجهاند و در حالی که کربنزدایی کامل این صنعت به حدود ۱.۵ تریلیون دلار سرمایه نیاز دارد، تعهد دولتها تاکنون تنها به حدود ۲۰ میلیارد دلار رسیده است.
صنعت فولاد که حدود ۷ تا ۹ درصد از انتشار گازهای گلخانهای جهان را به خود اختصاص میدهد، در سالهای اخیر تحت فشار فزایندهای برای کاهش انتشار کربن قرار گرفته است. با این حال، تازهترین ارزیابیهای مطرحشده در کنفرانس سالانه فولاد در سنگاپور نشان میدهد مسیر دستیابی به فولاد سبز همچنان با موانع فنی، مالی و تجاری متعددی مواجه است.
بر اساس آمار انجمن جهانی فولاد، حدود نیمی از پروژههای برنامهریزیشده فولاد سبز در جهان با تأخیر روبهرو شدهاند. فاصله میان منابع مالی مورد نیاز و سرمایهگذاری واقعی نیز یکی از مهمترین موانع این مسیر است؛ بهطوری که برای کربنزدایی کامل صنعت فولاد حدود ۱.۵ تریلیون دلار سرمایه لازم است، اما دولتها تاکنون تنها حدود ۲۰ میلیارد دلار برای این هدف متعهد شدهاند.
شائولیانگ ژونگ، معاون دبیرکل انجمن جهانی فولاد، پیشبینی کرده است که تا پایان دهه جاری ظرفیت تولید فولاد سبز جهان به حدود ۷۰ میلیون تن در سال برسد. این در حالی است که تقاضای جهانی فولاد نزدیک به ۲ میلیارد تن در سال برآورد میشود و به این ترتیب سهم فولاد سبز همچنان بخش کوچکی از بازار جهانی خواهد بود.
ژونگ گفت: محدودیت منابع مالی، ضعف زیرساختهای هیدروژن سبز و نبود تقاضای کافی از جمله عواملی هستند که موجب توقف یا تعویق بخشی از پروژههای تولید فولاد کمکربن شدهاند. همزمان، شدت انتشار گازهای گلخانهای به ازای هر تن فولاد تولیدشده طی حدود یک دهه گذشته تغییر محسوسی نداشته است.
یکی دیگر از چالشهای اصلی، هزینه بالاتر تولید فولاد سبز در مقایسه با روشهای سنتی است. بسیاری از مصرفکنندگان بزرگ فولاد، از جمله خودروسازان و شرکتهای ساختمانی، اگرچه اهداف زیستمحیطی و پایداری را در برنامههای خود مطرح میکنند، اما هنگام خرید همچنان قیمت را یکی از اصلیترین معیارهای تصمیمگیری قرار میدهند.
در چنین شرایطی، نبود تقاضا برای فولاد گرانتر اما کمکربن باعث شده انگیزه اقتصادی فولادسازان برای کنار گذاشتن فناوریهای سنتی کاهش یابد. تا زمانی که سازوکاری برای جبران هزینه اضافی تولید فولاد سبز ایجاد نشود، توسعه این بخش با سرعت محدودی ادامه خواهد یافت.
این چالش در اقتصادهای نوظهور نیز پررنگتر است. در کشورهایی مانند: هند و برخی مناطق جنوب شرق آسیا، رشد سریع تقاضا برای فولاد موجب شده سرمایهگذاری در برخی موارد همچنان به سمت توسعه ظرفیتهای سنتی و کورههای مبتنی بر زغالسنگ هدایت شود؛ زیرا اولویت اصلی این بازارها پاسخگویی به رشد مصرف و توسعه زیرساختهاست.
برآیند مباحث مطرحشده در کنفرانس سنگاپور نشان میدهد گذار به فولاد سبز تنها با توسعه فناوری امکانپذیر نیست و موفقیت آن به ایجاد مدل اقتصادی پایدار، سرمایهگذاری گسترده، حمایت سیاستی دولتها و شکلگیری تقاضای واقعی در بازار وابسته است.
صنعت فولاد برای کاهش انتشار کربن با فاصله قابل توجهی میان اهداف اعلامشده و واقعیتهای اقتصادی روبهرو است. تأخیر نیمی از پروژهها، کمبود سرمایه، زیرساخت محدود هیدروژن سبز و نبود تقاضای کافی نشان میدهد فولاد سبز هنوز به مرحلهای نرسیده که بتواند سهم بزرگی از بازار جهانی را در اختیار بگیرد. در چنین شرایطی، بدون حمایت مالی و سیاستی گسترده و ایجاد انگیزه اقتصادی برای خریداران و تولیدکنندگان، تحقق اهداف کربنزدایی این صنعت با دشواری جدی همراه خواهد بود.

