این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | فولاد مبارکه و دانشگاه علامه طباطبایی با هدف توسعه همکاریهای علمی، پژوهشی و فناورانه، تدوین نقشه راه مشترکی را در دستور کار قرار دادهاند؛ همکاریای که قرار است ظرفیت علوم انسانی و مدیریتی دانشگاه را به مسائل واقعی یکی از بزرگترین مجموعههای صنعتی کشور پیوند دهد.
فولاد مبارکه این بار برای حل بخشی از مسائل آینده خود تنها به فناوریهای سخت و تجهیزات صنعتی نگاه نمیکند؛ حضور استادان دانشگاه علامه طباطبایی در خطوط تولید و برگزاری نشست مشترک با مدیران این گروه، آغاز مسیری است که میتواند مدیریت، اقتصاد، نوآوری و سرمایه انسانی را به بخش جدیتری از تحول صنعت فولاد تبدیل کند.
جمعی از اعضای هیئت علمی و استادان دانشگاه علامه طباطبایی تهران با حضور در مجموعه فولاد مبارکه، از خطوط تولید این شرکت بازدید کردند و در نشستی مشترک با معاونان، مدیران و کارشناسان گروه فولاد مبارکه، زمینههای توسعه همکاریهای راهبردی میان دانشگاه و صنعت را مورد بررسی قرار دادند.
محور اصلی این نشست، شناسایی ظرفیتهایی بود که میتواند همکاری میان دو مجموعه را از سطح تعاملات محدود دانشگاهی فراتر ببرد و به یک برنامه مستمر و هدفمند تبدیل کند. در همین چارچوب، تدوین نقشه راه همکاری میان دانشگاه علامه طباطبایی و فولاد مبارکه بهعنوان یکی از موضوعات اصلی مطرح شد.
محمدرضا شریفی، معاون استراتژی و توسعه فناوری فولاد مبارکه، در این نشست حضور داشت؛ حوزهای که طی ماههای اخیر نقش پررنگتری در برنامههای این گروه برای توسعه فناوری، تحول دیجیتال و ارتباط ساختاریافته با دانشگاهها و مجموعههای نوآور پیدا کرده است.
رویکرد فولاد مبارکه در همکاری با دانشگاهها تنها به انجام پروژههای پژوهشی محدود نمیشود. این مجموعه در برنامههای اخیر خود بارها بر تبدیل نیازهای واقعی صنعت به پروژههای تحقیقاتی، استفاده از ظرفیت اعضای هیئت علمی و دانشجویان و ایجاد ارتباط پایدار میان صنعت و زیستبوم علمی کشور تأکید کرده است.
همکاری با دانشگاه علامه طباطبایی از این منظر ویژگی متفاوتی دارد. بخش مهمی از ظرفیت این دانشگاه در حوزههای اقتصاد، مدیریت، حسابداری، ارتباطات، علوم اجتماعی، منابع انسانی و سیاستگذاری متمرکز است؛ حوزههایی که در کنار فناوریهای فنی میتوانند در تحول یک بنگاه صنعتی بزرگ نقش تعیینکنندهای داشته باشند.
صنعت فولاد امروز تنها با مسئله افزایش تولید روبهرو نیست. مدیریت منابع انسانی، بهرهوری، اقتصاد انرژی، مدلهای نوین کسبوکار، تحول سازمانی، توسعه بازار، مدیریت دانش، مسئولیت اجتماعی و ارتباط با ذینفعان نیز به بخش مهمی از رقابتپذیری شرکتهای بزرگ صنعتی تبدیل شدهاند.
از همین رو، اتصال ظرفیت دانشگاههای علوم انسانی به صنایع بزرگ میتواند بخشی از خلأ موجود در ارتباط سنتی دانشگاه و صنعت را پوشش دهد. این نوع همکاری میتواند پژوهشهای دانشگاهی را به سمت مسائل واقعی بنگاهها هدایت کند و در مقابل، صنعت نیز به دادهها، تجربههای علمی و مدلهای تحلیلی جدید دسترسی پیدا کند.
فولاد مبارکه پیش از این نیز همکاری با دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و مراکز فناوری را در دستور کار قرار داده و بر حرکت از «مصرفکننده فناوری» به سمت تولیدکننده دانش و فناوری تأکید کرده است. تحول دیجیتال، هوش مصنوعی، اقتصاد چرخشی و توسعه محصولات ویژه از جمله محورهایی هستند که در برنامههای فناوری این گروه مورد توجه قرار گرفتهاند.
در همین مسیر، همکاری با دانشگاه علامه طباطبایی میتواند لایه دیگری از این تحول را پوشش دهد؛ لایهای که بیش از تجهیزات و خطوط تولید، بر ساختارهای مدیریتی، اقتصادی و انسانی متمرکز است.
بازدید استادان دانشگاه از خطوط تولید نیز از این جهت اهمیت دارد که شناخت مسائل صنعت بدون حضور در محیط واقعی تولید، معمولاً به پژوهشهایی منجر میشود که فاصله زیادی با نیازهای عملیاتی دارند. مشاهده فرآیندهای تولید و گفتوگوی مستقیم با مدیران و کارشناسان میتواند زمینه تعریف پروژههایی را فراهم کند که خروجی آنها قابلیت استفاده واقعی در صنعت داشته باشد.
دانشگاه علامه طباطبایی نیز طی سالهای اخیر توسعه زیرساختهای نوآوری و ارتباط با بخشهای اقتصادی را دنبال کرده است. این دانشگاه برای توسعه پارک علم و فناوری و ایجاد هابهای نوآوری در حوزههایی مانند اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی برنامهریزی کرده و پیشتر نیز مذاکراتی برای همکاری با فولاد مبارکه داشته است.
در صورت تبدیل توافقهای اولیه به نقشه راه عملیاتی، همکاری دو مجموعه میتواند حوزههایی مانند آموزش مدیران، پژوهشهای اقتصادی، توسعه مدلهای بهرهوری، مدیریت سرمایه انسانی، تحول دیجیتال، تحلیل بازار و مطالعات اجتماعی صنعت را پوشش دهد.
تدوین نقشه راه در چنین همکاریهایی از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا یکی از آسیبهای رایج ارتباط دانشگاه و صنعت، تعدد تفاهمنامههایی است که بدون پروژه مشخص یا شاخص قابل اندازهگیری باقی میمانند. وجود نقشه راه میتواند مسئولیت هر طرف، پروژههای اولویتدار، زمانبندی و نتایج مورد انتظار را مشخص کند.
فولاد مبارکه نیز در رویکرد جدید خود بر ساختاریافتهشدن ارتباط با زیستبوم نوآوری تأکید کرده است. محمدرضا شریفی پیشتر اعلام کرده بود توسعه فناوری بدون ایجاد اتصال پایدار و ساختاریافته میان صنعت، دانشگاهها و شرکتهای فناور امکانپذیر نیست.
تدوین نقشه راه همکاری دانشگاه علامه طباطبایی و فولاد مبارکه میتواند مدل تازهای از پیوند علوم انسانی و صنعت را شکل دهد؛ مدلی که در آن دانشگاه تنها ارائهدهنده پژوهش نظری و صنعت صرفاً سفارشدهنده پروژه نباشد. حضور استادان در خطوط تولید، گفتوگو با مدیران و تعریف محورهای مشترک، نخستین گام برای تبدیل این همکاری به پروژههای عملیاتی است. اگر این مسیر به برنامهای منسجم و قابل سنجش تبدیل شود، فولاد مبارکه میتواند در کنار توسعه فناوریهای فنی، از ظرفیت اقتصاد، مدیریت و علوم انسانی نیز برای افزایش بهرهوری و تقویت رقابتپذیری خود استفاده کند.

