این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | تجارت خارجی ایران در آستانه یک چرخش تاریخی قرار گرفته است؛ گذار از وابستگی سنتی به بنادر جنوبی و هابهای منطقهای همچون «جبلعلی»، به سوی پتانسیلهای استراتژیک دریای خزر. با این حال، دادههای تجاری ۱۰ ماهه نخست سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که تحقق این هدف فراتر از یک تغییر مقصد ساده بوده و نیازمند تحولی عمیق در زیرساختهای فیزیکی و ساختارهای مدیریتی است. در این میان، نقش نهادهای واسط و روابط عمومیهای صنعتی در تبیین این واقعیتهای پیچیده، بیش از هر زمان دیگری حیاتی به نظر میرسد.
بر اساس آمارهای موجود، از مجموع ۱۶۳.۲ میلیون تن تجارت خارجی کشور، سهم بنادر جنوبی و چابهار همچنان با ۶۵.۷ درصد پیشتازی میکند. تمرکز ۲۳.۲ میلیارد دلاری واردات و صادرات در بندر شهید رجایی، گویای این واقعیت است که شبکه لجستیک ایران با اتکا به مرزهای جنوبی طراحی شده است. این در حالی است که بنادر شمالی با چالشهای فنی جدی همچون محدودیت آبخور برای کشتیهای بزرگ، فرسودگی ناوگان و نوسانات سیاسی با همسایگان حوزه خزر دستوپنجه نرم میکنند. کارشناسان معتقدند بدون اصلاح ساختار مدیریتی گمرکات و ایجاد مدیریت واحد مرزی، حتی افزایش فیزیکی ظرفیت بنادر شمالی نیز نمیتواند امنیت تجاری کشور را در برابر تحولات منطقهای تضمین کند.
در همین راستا و در پیوند با ضرورت مدیریت هوشمندانه این تحولات صنعتی، نشست تخصصی مدیران روابط عمومی زنجیره فولاد کشور برگزار شد. دکتر سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، در این گردهمایی با اشاره به اهمیت جایگاه روابط عمومی به عنوان پل ارتباطی میان مدیریت و ذینفعان، تاکید کرد که در شرایط حساس فعلی، اطلاعرسانی دقیق و بهنگام تنها راه مقابله با شایعهپراکنیهایی است که میتواند مسیر توسعه صنعتی و تجاری را منحرف کند. وی با تاکید بر رویکرد مأموریتگرا، روابط عمومی را ابزاری برای مدیریت ارتباطات در شرایط جنگ اقتصادی توصیف کرد.
خروجی عملیاتی این نگاه استراتژیک، منجر به اتخاذ تصمیمی کلیدی شد: تشکیل «شورای روابط عمومی زنجیره آهن و فولاد ایران» با دبیرخانه دائمی در انجمن تولیدکنندگان. این شورا موظف است با طراحی و اجرای کمپینهای رسانهای، جامعه را نسبت به واقعیتهای صنعت و چالشهای ترانزیتی آگاه سازد. در واقع، همانطور که بنادر شمالی برای جایگزینی با رقبای منطقهای نیازمند سرمایهگذاری در زیرساختهای ریلی و دریایی هستند، بدنه صنعتی کشور نیز برای عبور از موانع بوروکراتیک و ناهماهنگیهای نهادی، به یک انسجام رسانهای و مدیریتی نیاز دارد.
بازتعریف مسیرهای تجاری ایران از خلیجفارس به دریای خزر، پروژهای است که موفقیت آن در گرو تلاقی «توسعه سختافزاری بنادر» و «تحول نرمافزاری در مدیریت ارتباطات» است. تنها با ایجاد یکپارچگی میان نهادهای تصمیمگیر در مرزها و شفافیت در اطلاعرسانی صنعتی است که میتوان هزینههای لجستیک را کاهش داد و بهرهوری عملیاتی را در تراز جهانی ارتقا بخشید؛ مسیری که بدون آن، اقتصاد ایران همچنان در برابر موجهای سیاسی منطقه آسیبپذیر باقی خواهد ماند.

