این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | ایران ذخایر معدنی عناصر نادر خاکی را شناسایی کرده و حتی نخستین گامهای فرآوری این مواد راهبردی را برداشته است، اما حلقهای حیاتی هنوز تکمیل نشده؛ فاصله میان تولید کنسانتره معدنی تا جداسازی عناصر با خلوص بالا و ساخت محصول نهایی، مانعی است که فعلاً اجازه نمیدهد ایران به بازیگری صنعتی در بازار این مواد ارزشمند تبدیل شود.
عناصر نادر خاکی به دلیل کاربرد گسترده در صنایع پیشرفته، از خودروهای برقی و توربینهای بادی گرفته تا تجهیزات الکترونیکی، سامانههای دفاعی و آهنرباهای دائمی، به یکی از مواد راهبردی اقتصاد و فناوری جهان تبدیل شدهاند. با وجود عنوان «نادر»، مشکل اصلی پیچیدگی و هزینه بالای استخراج، جداسازی و خالصسازی آنهاست.
عناصری مانند: نئودیمیم، پراسئودیمیم، دیسپروزیم و تربیوم معمولاً بهصورت ترکیبی و با عیار پایین در مواد معدنی یافت میشوند. شباهت شیمیایی آنها نیز باعث میشود جداسازی هر عنصر به فناوریهای تخصصی و فرآیندهای شیمیایی پیچیده نیاز داشته باشد. به همین دلیل، بخش اصلی ارزش افزوده این زنجیره در تولید عناصر خالص و تبدیل آنها به محصولات صنعتی شکل میگیرد.
ایران در فروردین ۱۴۰۴ نخستین پروژه خود در حوزه عناصر نادر خاکی را با تمرکز بر تولید کنسانتره مونازیت به بهرهبرداری رساند. این پروژه در مقیاس آزمایشی و با هدف دستیابی به دانش فنی فرآوری، افزایش عیار و ارزیابی ظرفیت تولید داخلی اجرا شد.
براساس اطلاعات منتشرشده، این خط آزمایشی توانسته عیار مواد معدنی را تا ۱۶۵ برابر افزایش دهد؛ دستاوردی که از منظر فنی قابل توجه است، اما هنوز با تولید تجاری و حضور در بازار جهانی عناصر نادر خاکی فاصله دارد.
محصول بهدستآمده در این مرحله عمدتاً کنسانتره مونازیت است؛ محصولی میانی که مجموعهای از عناصر مختلف را در خود جای داده و برای ورود به صنایع پیشرفته باید مراحل متعددی از جداسازی شیمیایی و خالصسازی را طی کند.
پس از تولید کنسانتره، جداسازی اکسید خالص هر عنصر، تبدیل اکسیدها به فلز و سپس تولید آلیاژها یا آهنرباهای دائمی، حلقههایی هستند که بخش عمده ارزش اقتصادی این صنعت را ایجاد میکنند. تا زمانی که این زنجیره تکمیل نشود، استخراج ماده معدنی بهتنهایی نمیتواند ایران را به تولیدکننده محصولات نهایی عناصر نادر خاکی تبدیل کند.
یکی از کانونهای اصلی توسعه این صنعت، معدن «سپهر یک» در شهرستان مروست استان یزد است. نخستین پروانه بهرهبرداری عناصر نادر خاکی کشور برای این محدوده صادر شده و مطالعات انجامشده وجود کانهزایی مونازیت و چرالیت را در این منطقه تأیید کرده است.
در تیر ۱۴۰۴ نیز استانداری یزد و شرکت تجلی درباره احداث نخستین کارخانه فرآوری و تولید صنعتی عناصر نادر خاکی در مروست به توافق رسیدند. تأمین آب، برق و زیرساختهای اجرایی از جمله پیششرطهای آغاز فعالیت این کارخانه عنوان شده و شرکت تجلی نیز اعلام کرده مجوز تأسیس کارخانه تولید انبوه را دریافت کرده است.
دریافت مجوز یا آغاز پروژه به معنای تکمیل زنجیره صنعتی نیست. کارخانه مروست هنوز باید ساخته شود، به تولید پایدار برسد و توانایی جداسازی عناصر با کیفیت و خلوص مورد نیاز صنایع مصرفکننده را اثبات کند.
یکی از چالشهای مهم دیگر، بازار مصرف محصولات این صنعت است. عناصر نادر خاکی زمانی ارزش اقتصادی بالاتری پیدا میکنند که به محصولاتی مانند آهنرباهای نئودیمیومی، آلیاژهای ویژه، کاتالیستها، مواد مورد استفاده در تجهیزات الکترونیکی و سایر محصولات پیشرفته تبدیل شوند.
صنایع خودروسازی، تجهیزات پزشکی، الکترونیک، انرژیهای تجدیدپذیر و صنایع دفاعی میتوانند از مصرفکنندگان بالقوه این مواد در ایران باشند، اما توسعه تولید صنعتی بدون مشخص شدن خریدار، استاندارد خلوص و مشخصات دقیق محصول با ریسک اقتصادی همراه خواهد بود.
کارخانه تولیدکننده باید پیش از ورود به تولید انبوه بداند چه عنصری، با چه درجه خلوصی و برای کدام صنعت تولید خواهد شد. تولید یک ترکیب عمومی از اکسیدهای مختلف بدون بازار مشخص، الزاماً به ایجاد یک صنعت اقتصادی و رقابتپذیر منجر نمیشود.
موضوع محیطزیست نیز یکی دیگر از چالشهای توسعه این زنجیره است. فرآیند جداسازی عناصر نادر خاکی مصرف قابل توجهی از مواد شیمیایی دارد و میتواند پسابهای اسیدی و پسماندهای آلوده ایجاد کند. از سوی دیگر، مونازیت ممکن است همراه با عناصری مانند توریم باشد که ملاحظات پرتوی خاص خود را دارند.
توسعه کارخانههای فرآوری باید همزمان با ارزیابیهای محیطزیستی، طراحی سیستم مدیریت پسماند و باطله و همچنین نظارت بر مخاطرات پرتوی انجام شود؛ موضوعی که در صورت نادیده گرفته شدن میتواند هزینههای اقتصادی و محیطزیستی پروژهها را افزایش دهد.
در شرایط کنونی میتوان گفت: ایران مرحله شناسایی ظرفیت و اثبات اولیه امکان فرآوری را پشت سر گذاشته، اما برای ورود به مرحله صنعتی هنوز به اطلاعات و زیرساختهای بیشتری نیاز دارد. تعیین دقیق ذخایر اقتصادی، ترکیب عناصر موجود، ظرفیت واقعی کارخانهها، فناوری مورد استفاده برای جداسازی، هزینه تمامشده و بازار مصرف محصولات از مهمترین ابهاماتی هستند که باید برطرف شوند.
ایران در حوزه عناصر نادر خاکی از نقطه صفر عبور کرده و به دانش اولیه استخراج و فرآوری این مواد دست یافته است، اما فاصله میان «داشتن معدن» و «داشتن صنعت» همچنان قابل توجه است. تکمیل کارخانه مروست، دستیابی به فناوری جداسازی عناصر با خلوص بالا، شکلگیری بازار مصرف مشخص و مدیریت ملاحظات محیطزیستی، حلقههایی هستند که سرنوشت تجاری این صنعت را تعیین خواهند کرد. تا تکمیل این زنجیره، ذخایر معدنی عناصر نادر خاکی بیش از آنکه یک صنعت کامل باشند، ظرفیتی بالقوه برای توسعه صنعتی آینده ایران محسوب میشوند.

