این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | بازار زغالسنگ آمریکا در شرایطی وارد مرحله تازهای شده که دولت دونالد ترامپ تلاش دارد با مجموعهای از سیاستهای حمایتی، روند کاهش استفاده از این سوخت را مهار کند؛ اما دادههای بازار برق، رقابت گاز طبیعی و انرژیهای تجدیدپذیر و همچنین چالشهای حقوقی نشان میدهد آینده این صنعت بیش از آنکه تنها به تصمیمهای سیاسی وابسته باشد، تحت تأثیر اقتصاد تولید برق و توان رقابت منابع مختلف انرژی قرار دارد. معدنمدیا در گزارشی که ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ منتشر کرده، این وضعیت را «دو راهی احیا و افول» زغالسنگ آمریکا توصیف کرده است.
کاهش سهم زغالسنگ در بازار برق آمریکا
بر اساس دادههای منتشرشده، استفاده از زغالسنگ در صنعت برق آمریکا طی چند دهه گذشته به شکل قابل توجهی کاهش یافته است. سهم این سوخت از تولید برق ایالات متحده که در سال ۱۹۹۰ حدود ۵۲ درصد بود، در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۷ درصد رسیده است. همزمان، تولید زغالسنگ آمریکا نیز نسبت به اوج ثبتشده در سال ۲۰۰۸ بیش از نصف کاهش پیدا کرده و تعداد شاغلان این صنعت نیز افت قابل توجهی داشته است.
دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز ادامه فشار بر بازار زغالسنگ را نشان میدهد. این نهاد در چشمانداز کوتاهمدت انرژی خود پیشبینی کرده است مصرف زغالسنگ در بخش تولید برق آمریکا در سال ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل حدود ۹ درصد کاهش یابد. برای سال ۲۰۲۷ نیز کاهش حدود ۳ درصدی مصرف زغالسنگ نیروگاهی پیشبینی شده است. تولید زغالسنگ آمریکا نیز طبق همین برآوردها در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ روند نزولی خواهد داشت.
یکی از عوامل اصلی این شرایط، تغییر ساختار بازار برق آمریکا است. افزایش تولید برق از گاز طبیعی، انرژی خورشیدی و باد موجب شده نیروگاههای زغالسنگی با رقبایی مواجه شوند که در بسیاری از مناطق هزینه تولید پایینتر یا انعطاف عملیاتی بیشتری دارند. معدنمدیا نیز با استناد به دادههای بازار نوشته است که تولید برق خورشیدی و بادی در سال جاری میلادی همچنان در حال افزایش است.
حمایت دولت ترامپ از صنعت زغالسنگ
دولت ترامپ در مقابل روند نزولی این صنعت، سیاست حفظ و تقویت ظرفیت نیروگاههای زغالسنگی را دنبال کرده است. کاخ سفید در فوریه ۲۰۲۶ فرمانی اجرایی صادر کرد که بر اهمیت زغالسنگ برای پایداری شبکه برق و امنیت انرژی تأکید دارد و دستگاههای فدرال را به استفاده از ابزارهایی مانند قراردادهای بلندمدت خرید برق از نیروگاههای زغالسنگی هدایت میکند.
کاخ سفید همچنین اعلام کرده است سیاستهای دولت از خروج بیش از ۱۷ گیگاوات ظرفیت تولید برق زغالسنگی جلوگیری کرده است؛ این رقم، ادعای رسمی دولت آمریکاست و لزوماً به معنای وجود توافق درباره آثار اقتصادی این سیاست در میان تحلیلگران یا شرکتهای برق نیست.
در آوریل ۲۰۲۶ نیز ترامپ با استناد به قانون تولید دفاعی، زنجیره تأمین زغالسنگ و ظرفیت تولید برق پایه را از منابع مرتبط با امنیت ملی معرفی کرد و زمینه استفاده از حمایتهای دولتی برای حفظ یا توسعه این ظرفیتها را فراهم ساخت.
وزارت انرژی آمریکا نیز در موارد مختلف از اختیارات اضطراری برای جلوگیری از تعطیلی برخی واحدهای زغالسنگی استفاده کرده است. برای نمونه، در سپتامبر ۲۰۲۶ این وزارتخانه دستور داد یکی از واحدهای نیروگاه «استانتون» در فلوریدا که قرار بود از مدار خارج شود، برای دورهای مشخص آماده بهرهبرداری باقی بماند. استدلال وزارت انرژی، ضرورت حفظ قابلیت اطمینان شبکه و کاهش خطر خاموشی عنوان شده است.
اقتصاد بازار در برابر حمایت سیاسی
با وجود این حمایتها، مسئله اصلی همچنان هزینه تولید برق است. نیروگاههای زغالسنگی برای ادامه فعالیت باید بتوانند در بازاری رقابت کنند که قیمت گاز طبیعی، توسعه سریع نیروگاههای تجدیدپذیر، هزینه نگهداری تجهیزات قدیمی و مقررات زیستمحیطی بر آن اثر میگذارد.
حتی برخی نیروگاههایی که با مداخله دولت از تعطیلی آنها جلوگیری شده، مصرف زغالسنگ خود را کاهش دادهاند. این گزارش میزان مصرف مجموعهای از این نیروگاهها را در نیمه نخست ۲۰۲۵ حدود ۴.۸ میلیون تن و در مدت مشابه سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۶ میلیون تن اعلام کرده است. یکی از دلایل این وضعیت، استفاده بیشتر شرکتهای برق از نیروگاههای گازی یا تبدیل برخی واحدها از زغالسنگ به گاز عنوان شده است.
از این منظر، حفظ فیزیکی یک نیروگاه لزوماً به معنای افزایش مصرف زغالسنگ یا بازگشت روند بلندمدت بازار نیست. اگر تولید برق با منابع جایگزین از نظر اقتصادی جذابتر باشد، حتی نیروگاهی که اجازه تعطیلی ندارد ممکن است با ظرفیت محدودتری فعالیت کند.
همین موضوع تفاوت میان «جلوگیری از تعطیلی» و «احیای اقتصادی» یک صنعت را برجسته میکند. سیاستهای حمایتی میتوانند سرعت خروج برخی واحدها از بازار را کاهش دهند، اما تداوم فعالیت آنها در بلندمدت به عواملی مانند هزینه سوخت، تعمیر و نگهداری، قیمت برق و وضعیت رقبا وابسته است.

چالش حقوقی برای مداخلات دولت
در کنار فشار اقتصادی، بخشی از سیاستهای دولت ترامپ با چالش حقوقی نیز مواجه شده است. بر اساس گزارش معدنمدیا، یک دادگاه فدرال درباره ادامه فعالیت نیروگاه زغالسنگی «جی.اچ. کمپبل» در میشیگان اعلام کرده است وزارت انرژی در نحوه استفاده از اختیارات خود برای تمدید فعالیت این نیروگاه از حدود قانونی عبور کرده است.
شرکت «کانسیومرز انرژی»، مالک این نیروگاه، پیشتر قصد داشت واحد مورد نظر را تعطیل کرده و ظرفیت آن را با تولید برق مبتنی بر گاز طبیعی جایگزین کند، اما وزارت انرژی با استفاده از دستورهای اضطراری خواستار ادامه فعالیت آن شده بود.
مناقشه حقوقی بر سر این نیروگاه اهمیتی فراتر از یک تأسیسات خاص دارد. مسئله اصلی این است که دولت فدرال تا چه اندازه میتواند با استناد به نگرانیهای مربوط به قابلیت اطمینان شبکه، مانع اجرای برنامه شرکتها یا ایالتها برای تعطیلی نیروگاهها شود. نتیجه این اختلاف حقوقی میتواند بر نحوه استفاده از اختیارات اضطراری در سایر پروندههای مشابه نیز اثر بگذارد.
در مقابل، وزارت انرژی آمریکا استدلال میکند که حفظ برخی ظرفیتهای قابل اتکا برای جلوگیری از خاموشی در دورههای اوج مصرف ضروری است. بنابراین اختلاف موجود تنها درباره زغالسنگ نیست؛ بلکه بخشی از بحث گستردهتر درباره رابطه میان امنیت شبکه، هزینه برق، اختیارات دولت فدرال و تصمیمهای تجاری شرکتهای تولیدکننده برق است.
درس بازار آمریکا برای توسعه زغالسنگ در ایران
تحولات بازار آمریکا از منظر ایران نیز قابل توجه است؛ بهویژه در شرایطی که استفاده از ظرفیت زغالسنگ برای تولید برق و کاهش وابستگی نیروگاهها به گاز در مقاطع مختلف مطرح شده است.
ایران از ذخایر قابل توجه زغالسنگ برخوردار است، اما وجود ذخیره معدنی تنها یکی از اجزای زنجیره تولید برق زغالسنگی محسوب میشود. توسعه این بخش به سرمایهگذاری در استخراج، فرآوری، حملونقل، زیرساختهای ذخیرهسازی، تأمین آب، تجهیزات نیروگاهی و کنترل آلایندگی نیاز دارد.
از این رو، مقایسه هزینه تمامشده تولید برق زغالسنگی با سایر منابع انرژی اهمیت زیادی دارد. اگر هزینه استخراج و انتقال سوخت، ساخت نیروگاه، نگهداری و الزامات زیستمحیطی در محاسبات لحاظ نشود، توسعه ظرفیت زغالسنگی ممکن است مشکل تأمین انرژی را به بخش دیگری از زنجیره منتقل کند.
تجربه آمریکا نشان میدهد حمایت سیاستی میتواند عمر برخی نیروگاهها را افزایش دهد، اما نمیتواند به تنهایی مزیت اقتصادی آنها را تضمین کند.
آینده نامطمئن صنعت زغالسنگ
مجموع دادههای موجود نشان میدهد صنعت زغالسنگ آمریکا در یک دوره گذار قرار گرفته است. دولت ترامپ تلاش کرده است با فرمانهای اجرایی، حمایتهای مالی و استفاده از اختیارات اضطراری سرعت تعطیلی نیروگاههای زغالسنگی را کاهش دهد؛ سیاستی که دولت آن را برای امنیت و پایداری شبکه ضروری معرفی میکند.
در سوی دیگر، کاهش مصرف زغالسنگ، رقابت گاز طبیعی و تجدیدپذیرها و برنامه برخی شرکتهای برق برای خروج واحدهای قدیمی از مدار همچنان ادامه دارد. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز دستکم در کوتاهمدت از ادامه کاهش مصرف و تولید زغالسنگ حکایت دارد.
بنابراین سرنوشت این صنعت را نمیتوان صرفاً بر اساس سیاستهای حمایتی یا روند گذشته ارزیابی کرد. هزینه تولید برق، وضعیت شبکه، قیمت گاز، سرعت توسعه تجدیدپذیرها، مقررات زیستمحیطی و نتیجه اختلافهای حقوقی، همگی در تعیین جایگاه آینده زغالسنگ در سبد انرژی آمریکا نقش خواهند داشت.
برای کشورهایی مانند ایران نیز این تجربه نشان میدهد تصمیم درباره توسعه نیروگاههای زغالسنگی باید بر پایه ارزیابی کامل اقتصادی و فنی زنجیره تأمین انجام شود؛ زیرا برخورداری از ذخایر فراوان، بدون وجود مزیت اقتصادی و زیرساخت مناسب، به تنهایی تضمینکننده توسعه پایدار این بخش نیست.

