این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | سرمایهگذاری آمریکا برای توسعه زنجیره عناصر نادر خاکی و تولید آهنربا با سرعتی در حال افزایش است که ظرفیت آموزشی و تربیت نیروی متخصص این کشور هنوز با آن همگام نشده است. دولت آمریکا میلیاردها دلار برای احداث کارخانهها و تقویت زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی متعهد شده، اما کمبود مهندسان معدن، متخصصان فرآوری و نیروهای باتجربه میتواند به یکی از گلوگاههای اصلی بهرهبرداری از این ظرفیتهای جدید تبدیل شود.
دولت آمریکا در ماه اوت بستهای با ارزش بیش از ۱۸۰ میلیون دلار برای آموزش و توسعه نیروی کار بخش معدن معرفی کرد. بخش اصلی این برنامه، طرح PROSPECT وزارت انرژی با سقف ۱۰۰ میلیون دلار است که با هدف دو برابر کردن تعداد دارندگان مدارک و گواهیهای مرتبط با معدن، مواد معدنی و زنجیره تأمین طی دو سال طراحی شده است. وزارت انرژی آمریکا برآورد کرده است که این کشور در دهه آینده به حدود ۶ هزار مهندس معدن جدید نیاز خواهد داشت.
با این حال، بخش بزرگی از منابع مالی این برنامه هنوز در مرحله پیشنهاد یا انتظار برای تخصیص بودجه قرار دارد. تاکنون تنها بخشی از برنامه با بودجه ۱۶ میلیون دلاری وارد مرحله اجرایی شده است تا مراکز آموزشی بتوانند برنامههای خود را برای افزایش ظرفیت تربیت نیروی متخصص طراحی کنند. این در حالی است که آمریکا برای توسعه کارخانههای مرتبط با عناصر نادر خاکی و تولید آهنربا تعهدات مالی چند میلیارد دلاری ایجاد کرده و فاصله میان سرمایهگذاری صنعتی و سرمایهگذاری آموزشی همچنان قابل توجه است.
یکی از مهمترین چالشها، ظرفیت محدود دانشگاههای آمریکا در رشته مهندسی معدن است. در حال حاضر تنها ۱۴ دانشگاه این کشور دوره معتبر مهندسی معدن ارائه میکنند. دادههای آموزشی نشان میدهد در سال ۲۰۲۴ مجموعاً ۲۸۵ مدرک مهندسی معدن و مواد معدنی در مقاطع مختلف صادر شده است؛ در حالی که برآورد وزارت انرژی از نیاز آینده، بهطور متوسط حدود ۶۰۰ مهندس جدید در سال را نشان میدهد.
این کمبود در شرایطی جدیتر میشود که بخش بزرگی از نیروی کار فعلی معدن آمریکا نیز در آستانه بازنشستگی قرار دارد. برآورد دانشکده معادن کلرادو نشان داده است که تا سال ۲۰۲۹ حدود ۲۲۱ هزار نفر از کارکنان بخش معدن آمریکا، یعنی بیش از نیمی از نیروی کار این صنعت، ممکن است به سن بازنشستگی برسند. خروج این تعداد نیروی باتجربه میتواند علاوه بر عملیات معدنکاری، مطالعات فنی، مهندسی و طراحی پروژههای جدید را نیز تحت فشار قرار دهد.
چالش دیگر، فاصله زمانی میان احداث کارخانهها و تربیت نیروی مورد نیاز آنهاست. برخی از مجموعههای جدید تولید آهنربا در آمریکا برای آغاز فعالیت در سال ۲۰۲۸ برنامهریزی شدهاند، اما دانشجویی که امسال وارد دوره مهندسی معدن شود، معمولاً تا سال ۲۰۳۰ فارغالتحصیل نخواهد شد. بنابراین بخشی از ظرفیت صنعتی جدید ممکن است پیش از آماده شدن نیروی انسانی مورد نیاز وارد مدار شود.
کمبود نیرو نیز فقط به مهندسان معدن محدود نمیشود. واحدهای جداسازی، پالایش و تولید آهنربا به متخصصان فرآوری مواد معدنی، متالورژی و بهرهبرداری نیاز دارند؛ حوزههایی که کسب تجربه در آنها زمانبر است. بر اساس گزارش مورد استناد معدنمدیا، تعداد متخصصان جداسازی و پالایش عناصر نادر خاکی در آمریکا، اروپا و ژاپن در مجموع تنها چند ده نفر برآورد شده، در حالی که چین هزاران نیروی متخصص در این حوزه در اختیار دارد و برنامههای دانشگاهی مشخصی برای تربیت آنها ایجاد کرده است.
اتکا به کشورهای همپیمان نیز راهحل فوری برای جبران این شکاف محسوب نمیشود. استرالیا با کاهش ثبتنام در رشته مهندسی معدن مواجه شده و کانادا نیز با وجود ظرفیت آموزشی، برای سالهای آینده کمبود قابل توجه نیروی کار معدنی پیشبینی کرده است. در نتیجه، رقابت برای جذب نیروی متخصص در زنجیره مواد معدنی حیاتی احتمالاً در سالهای آینده شدیدتر خواهد شد.
گسترش صنعت عناصر نادر خاکی آمریکا نشان میدهد توسعه زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی تنها به احداث معدن و کارخانه وابسته نیست و نیروی انسانی متخصص نیز به همان اندازه اهمیت دارد. اگر ظرفیت آموزشی متناسب با سرعت سرمایهگذاری صنعتی افزایش پیدا نکند، کمبود مهندس، متخصص فرآوری و نیروی عملیاتی میتواند بهرهبرداری از پروژههای جدید را با تأخیر مواجه کند و بخشی از سرمایهگذاری انجامشده را تحت فشار قرار دهد.

