این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | معدن سنگآهن گهرزمین با حرکت به سمت استفاده از سیستم سنگشکنی و انتقال مواد داخل معدن موسوم به IPCC، در مسیر تغییر شیوه حمل مواد معدنی و باطله قرار گرفته است؛ طرحی که میتواند ضمن کاهش وابستگی به کامیونهای فوقسنگین، هزینه حمل، مصرف سوخت، استهلاک تجهیزات و آثار زیستمحیطی فعالیتهای معدنی را کاهش دهد.
گهرزمین بهعنوان یکی از بزرگترین معادن سنگآهن کشور، بیش از ۴۸۰ میلیون تن ذخیره باقیمانده دارد و با ادامه عملیات استخراج، عمق معدن نیز بهتدریج افزایش پیدا میکند. عمیقتر شدن معدن به معنای افزایش مسافت حمل سنگ و باطله توسط دامپتراکهاست؛ موضوعی که زمان جابهجایی مواد، مصرف سوخت و هزینههای عملیاتی را افزایش داده و میتواند بر ظرفیت استخراج نیز اثرگذار باشد.
بررسیهای انجامشده نشان میدهد در صورت ادامه کامل سیستم سنتی Truck & Shovel در سالهای آینده، این معدن در بخشهایی از دوره فعالیت خود ممکن است به حدود ۳۰۰ دستگاه تراک ۱۳۶ تنی با سطح آمادگی ۸۰ درصد نیاز داشته باشد. افزایش تعداد این ماشینآلات علاوه بر سرمایهگذاری قابل توجه، هزینههایی مانند تأمین قطعات یدکی، لاستیک، سوخت، تعمیرات، نیروی انسانی و توسعه مسیرهای تردد معدنی را به همراه خواهد داشت.
در مقابل، سیستم IPCC یا «سنگشکنی و انتقال مواد در داخل معدن» با هدف کاهش مسیر حرکت کامیونها مورد توجه قرار گرفته است. در این روش، کامیون به جای پیمودن تمام مسیر از محل استخراج تا مقصد نهایی، مواد را تا سنگشکن منتقل میکند و پس از خردایش، ادامه جابهجایی از طریق نوار نقاله انجام میشود. به این ترتیب، بخشی از حمل ناپیوسته و پرهزینه کامیونی با یک سیستم پیوسته جایگزین میشود.
این تغییر برای گهرزمین با توجه به برنامه برداشت سالانه ۲۰ میلیون تن سنگآهن اهمیت بیشتری پیدا میکند. افزایش عمق معدن و طولانیتر شدن مسیرهای حمل، دستیابی پایدار به چنین ظرفیتی را با اتکای کامل به ناوگان تراک دشوارتر میکند و استفاده از سیستمهای پیوسته میتواند یکی از راهکارهای حفظ و توسعه ظرفیت تولید باشد.
طرح IPCC گهرزمین برای پشتیبانی از تولید سالانه ۲۰ میلیون تن سنگآهن در دو مرحله پیشبینی شده است. فاز نخست این پروژه که وارد مرحله اجرایی شده، ظرفیت انتقال ۱۴ هزار تن باطله در ساعت را دارد. در این مرحله دو دستگاه سنگشکن با ظرفیت اسمی هفت هزار تن در ساعت برای هر واحد، سه نوار نقاله اصلی و یک دستگاه اسپریدر برای انباشت مواد در دپوی باطله در نظر گرفته شده است.
در فاز دوم قرار است سنگشکنها به داخل پیت معدن منتقل شوند تا سیستم به ساختار کاملتری از In-Pit نزدیک شود. با اجرای این مرحله، مسیر حرکت کامیونها کوتاهتر شده و امکان کاهش تردد، تعداد رمپها و حجم ترافیک ماشینآلات در داخل معدن فراهم میشود.
یکی دیگر از ابعاد این طرح، کاهش وابستگی به ناوگان بزرگ کامیونهای معدنی وارداتی است. ماشینآلات فوقسنگین علاوه بر هزینه اولیه خرید، به مجموعهای از قطعات و تجهیزات تخصصی از جمله لاستیکهای معدنی، موتور، سیستم انتقال قدرت، تجهیزات هیدرولیکی و قطعات مصرفی نیاز دارند که تأمین آنها میتواند تحت تأثیر محدودیتهای تجاری و نوسانات ارزی قرار گیرد.
کاهش تعداد کامیونهای مورد نیاز از طریق توسعه IPCC میتواند در کنار صرفهجویی اقتصادی، ریسک تأمین تجهیزات و قطعات را نیز کاهش دهد و پایداری عملیات معدن را افزایش دهد. همچنین کاهش مصرف سوخت، هزینه تعمیر و نگهداری و استهلاک ماشینآلات از دیگر مزیتهایی است که برای توسعه این شیوه حمل مطرح میشود.
از منظر عملیاتی و زیستمحیطی نیز کاهش تردد ماشینآلات فوقسنگین میتواند به کاهش مصرف گازوئیل، آلایندگی و حجم ترافیک داخل معدن منجر شود و همزمان قابلیت اطمینان و ایمنی سیستم حمل مواد را افزایش دهد.
اجرای پروژه IPCC در گهرزمین را میتوان بخشی از روند گذار از مدل سنتی حمل مواد به سمت سیستمهای پیوسته و مکانیزه در معادن بزرگ دانست. با افزایش عمق معادن، توسعه صرف ناوگان کامیونی لزوماً اقتصادیترین گزینه نیست و استفاده از فناوریهایی که نیاز به ماشینآلات بیشتر را کاهش میدهند، میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
در صورت تکمیل موفق مراحل مختلف این پروژه، سیستم IPCC گهرزمین علاوه بر کاهش هزینه حمل، ظرفیت ایجاد تغییر در الگوی بهرهبرداری از معادن بزرگ کشور را خواهد داشت؛ تغییری که محور اصلی آن حرکت از افزایش تعداد ماشینآلات به سمت افزایش بهرهوری، کاهش مصرف انرژی و پایداری بیشتر عملیات معدنی است.

