این مقاله را به اشتراک بگذارید
تریبون معدن | اجرای کامل سازوکار تعدیل کربن در مرزهای اتحادیه اروپا یا CBAM، اگرچه میتواند در سطح کلان بخشی از هزینههای اقتصادی سیاستهای اقلیمی را کاهش دهد، اما برای صنایع سنگین و صادراتمحور اروپا، بهویژه صنعت فولاد، پیامدهای متفاوتی به همراه خواهد داشت. نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد گذار از نظام تخصیص رایگان سهمیههای انتشار کربن به CBAM میتواند افت تولید در صنایع سنگین را تشدید کند و فشار بیشتری بر رقابتپذیری فولادسازان اروپایی در بازارهای جهانی وارد سازد.
در نظام فعلی تخصیص رایگان، بخشی از هزینههای ناشی از انتشار کربن برای تولیدکنندگان اروپایی جبران میشود. این حمایت به شرکتها کمک میکند هم در بازار داخلی و هم در بازارهای صادراتی بخشی از فشار هزینهای ناشی از مقررات اقلیمی را مدیریت کنند. در مقابل، سازوکار CBAM واردکنندگان محصولات پرکربن به اتحادیه اروپا را ملزم میکند هزینه انتشار کربن کالای وارداتی را بپردازند؛ با این حال، این سازوکار حمایت مشابهی برای محصولات صادراتی اروپا در بازارهای خارج از اتحادیه فراهم نمیکند.
همین تفاوت، به یکی از مهمترین نگرانیهای صنایع صادراتمحور تبدیل شده است. در بازار داخلی اروپا، CBAM میتواند بخشی از مزیت قیمتی واردات پرکربن را کاهش دهد، اما در بازار جهانی فولادساز اروپایی همچنان باید هزینههای کربنی بالاتری نسبت به برخی رقبای خارجی بپردازد. این مسئله میتواند مستقیماً بر قیمت تمامشده، حاشیه سود و توان رقابت شرکتهای فولادی اثر بگذارد.
مطالعه منتشرشده از سوی اندیشکده سوئدی SNS، سوئد را بهعنوان یکی از نمونههای مهم بررسی کرده است؛ کشوری که صنایع متالورژی، خمیر و کاغذ و شیمیایی آن نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر اروپا از شدت انتشار کربن پایینتری برخوردارند و سهم بالایی از برق کمکربن استفاده میکنند. با این حال، وابستگی قابلتوجه این صنایع به صادرات باعث شده اثرات CBAM همچنان برای آنها محسوس باشد.
براساس نتایج مدلسازی، افت تولید صنایع سنگین سوئد در نظام فعلی تخصیص رایگان سهمیههای کربن حدود ۰.۶ درصد برآورد شده است، اما با اجرای کامل CBAM این میزان به حدود ۱.۳ درصد افزایش مییابد. به عبارت دیگر، افت تولید در این صنایع تقریباً دو برابر میشود.
اثر این تغییر در بخش فولاد حتی پررنگتر است. طبق مطالعه، در شرایط تخصیص رایگان سهمیههای کربن، تولید فولاد سوئد اندکی افزایش پیدا میکند، اما پس از اجرای کامل CBAM، تولید این بخش حدود ۱.۷ درصد کاهش خواهد یافت. این نتیجه نشان میدهد حتی فولادسازانی که از برق کمکربن استفاده میکنند و شدت انتشار پایینتری دارند نیز در صورت وابستگی به بازارهای صادراتی، از فشار سیاستهای کربنی در امان نخواهند بود.
در سایر کشورهای اروپایی نیز تصویر مشابهی مشاهده میشود. برآورد این پژوهش نشان میدهد تولید صنایع سنگین در این کشورها تحت نظام تخصیص رایگان حدود ۱.۳ درصد کاهش مییابد، اما با اجرای CBAM افت تولید به حدود ۲.۶ درصد میرسد. این تفاوت بار دیگر نشان میدهد مسئله اصلی تنها میزان انتشار کربن نیست، بلکه ساختار صادراتی صنایع نیز در شدت اثرگذاری این سیاست نقش مهمی دارد.
با وجود افزایش فشار بر صنایع، اثر CBAM بر کل اقتصاد اروپا لزوماً منفی ارزیابی نشده است. در سوئد، زیان درآمد واقعی اقتصاد در نظام تخصیص رایگان حدود ۰.۰۵ درصد برآورد شده، اما پس از گذار به CBAM این زیان تقریباً به صفر میرسد. در سایر کشورهای اروپایی نیز زیان درآمد واقعی از حدود ۰.۲۵ درصد به ۰.۱۷ درصد کاهش مییابد.
یکی از دلایل این وضعیت، تغییر در رابطه مبادله میان کالاهای صادراتی و وارداتی است. افزایش نسبی قیمت برخی کالاهای صادراتی در مقایسه با واردات میتواند بخشی از هزینه سیاستهای اقلیمی را در سطح کل اقتصاد جبران کند. در نتیجه، ممکن است یک سیاست در سطح کلان اثر اقتصادی محدود یا حتی مثبتی داشته باشد، اما همزمان فشار قابلتوجهی بر بخشهایی مانند فولاد، مواد شیمیایی و دیگر صنایع انرژیبر وارد کند.
همین تضاد باعث شده مسئله رقابتپذیری صنعتی به یکی از محورهای اصلی بحث درباره آینده CBAM تبدیل شود. بسیاری از تولیدکنندگان اروپایی معتقدند اگر هزینههای کربنی صادرات جبران نشود، بخشی از تولید ممکن است به بازارهایی منتقل شود که مقررات اقلیمی سبکتری دارند یا محصولات اروپایی سهم خود را در بازارهای جهانی از دست بدهند.
کریستوف برینگر، استاد اقتصاد، نیز در این مطالعه تأکید کرده است که شدت اثرگذاری CBAM بر کشورهای مختلف به دو عامل مهم بستگی دارد: میزان انتشار کربن در فرآیند تولید و میزان رقابت صنایع داخلی با واردات پرکربن. به همین دلیل، نمیتوان انتظار داشت این سیاست در همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا اثر یکسانی داشته باشد.
در کنار فولادسازان، صنایع پاییندستی نیز نسبت به توسعه دامنه CBAM حساس شدهاند. انجمنهای خودروسازی اروپا از سیاستگذاران خواستهاند گسترش این سازوکار به محصولات پاییندستی با احتیاط بیشتری انجام شود؛ زیرا افزایش هزینه مواد اولیه مانند فولاد و آلومینیوم میتواند مستقیماً هزینه تولید خودرو و دیگر کالاهای صنعتی را افزایش دهد.
گسترش CBAM به محصولات پاییندستی عملاً به این معناست که آثار سیاست کربنی دیگر فقط به تولیدکنندگان مواد اولیه محدود نخواهد ماند و میتواند در طول زنجیره ارزش صنعتی منتقل شود. در چنین شرایطی، شرکتهایی که حاشیه سود پایینتری دارند یا سهم بیشتری از تولید خود را صادر میکنند، ممکن است فشار بیشتری را تجربه کنند.
از منظر سیاستگذاری، چالش اصلی اتحادیه اروپا ایجاد توازن میان دو هدف است: کاهش انتشار کربن و حفظ رقابتپذیری صنعتی. CBAM برای جلوگیری از «نشت کربن» طراحی شده؛ یعنی جلوگیری از انتقال تولید از اروپا به کشورهایی که مقررات زیستمحیطی ضعیفتری دارند. اما اگر هزینه کربن صادرات اروپا بدون جبران باقی بماند، خود این سیاست میتواند به تضعیف موقعیت تولیدکنندگان اروپایی در بازار جهانی منجر شود.
پیام اصلی این مطالعه آن است که ارزیابی CBAM تنها بر اساس اثرات کلان اقتصادی کافی نیست. ممکن است اقتصاد اروپا در مجموع زیان کمتری متحمل شود، اما صنایع خاصی مانند فولاد همچنان با افت تولید و کاهش توان رقابتی مواجه شوند. آینده این سازوکار تا حد زیادی به نحوه طراحی حمایتهای مکمل برای صنایع صادراتمحور و میزان توان اروپا در کاهش هزینه تولید کمکربن وابسته خواهد بود.

